Syriana
{ جمعه،۱۰/خرداد/۱۳۸۷ }

سیریانا نه میشه گفت یک تریلر سیاسیه که بخواد حزب یا جناح خاصی رو بکوبه و نه از اون سری فیلمهاییه که از اول تا آخر فیلم، یکی به میخ و یکی به نعل کوبان و بعد از سپری شدن چند تا گره ریز و درشت داستانی چیزی که می خواد رو چنان استادانه بهت قالب بکنه که حتا قبل از اینکه فکر کنی چقدر با فیلم موافقی، با هیجان بلند شی و مدتها براش دست بزنی. یک اکشن جاسوسی هم نیست که یکی دو ساعتی سرگرمت کنه و قرار باشه آخر فیلم هم مقهور قهرمانی ها و جسارت های آرتیست اول کتک خورده و خوش تیپ فیلم ،با فیلم خداحافظ کنی.
بحران انرژی، کمپانی های نفتی ، دست های پشت پرده ای که همه معادلات و مناسبات رو کنترل می کنند، گروه های بنیاد گرای مسلمان ،گروه های اپوزسیون حکومت ایران و …همه این موضوعات کم و بیش ، هر روز بصورت مداوم در همه رسانه ها تکرار می شن و تماشاگر با هیچکدام از اینها بیگانه نیست ولی با تماشای سیرینا فرصت اینو پیدا می کنه که لایه های دیگری از چیزهایی که بعنوان واقعیت و خبر به خوردش داده می شود رو تجربه کنه.فیلم بدون نگاه جانب دارانه و حتی گاهی هم بدبینانه مسائل مختلف مبتلا به دنیای امروز رو ، از جایگاه و دید شخصیت های متفاوتش نشون می ده و رفته رفته و به کندی ، ارتباطات و رشته های ریزی که وجوه مختلف واقعیت را به هم وصل می کنند رو به هم می رسونه تا پایان تکان دهنده ولی محتمل فیلم رو رقم بزنه.روایت داستان فیلم ،کم و بیش مانند crash ،از چند تا موضوع موازی و جدا ازهم تشکیل شده که در نقطه ای از داستان روی هم برهم کنش دارند
البته فکر می کنم تاثیر فیلم روی مخاطب های غربی خیلی بیشتر خواهد بود ولی برای مخاطب ایرانی هم جذابیت های فیلم کم نیست . مثل فارسی حرف زدن جورج کلونی (هر چند بصورت خیلی گنگ و نامفهوم) و اشارات مستقیم و غیرمستقیم به اوضاع اجتماعی ایران مثل تعطیلی روزنامه ها یا دیش های ماهواره روی پشت بام ها
علاوه بر فیلمنامه استادانه استفان گوکان که قبلا هم یک اسکار بخاطر فیلنامه ترافیک گرفته بود و فیلمبرداری و قاب بندی های خوش سلیقه فیلم ،سیریانا به خاطر بازیگرهاش هم نمره خوبی می گیره. جرج کلونی با کاراکتر و صد البته ظاهری بسیار متفاوت نسبت به کارهای قبلیش و جفری رایت بعنوان وکیلی از طبقات پایین اجتماع که تو بازی های بزرگی وارد می شه ، با اون رفتار عصبی و کنترل شده اش و مت دیمون هم که هرچند زیاد بازیش به چشم نمیاد ولی بعنوان یک تحلیل گر اقتصادی که بین موفقیت کاریش و آرمانهای انسان دوستانه و موقعیت خوانودگیش معلق مونده، نقش باور پذیری ارائه داده و بالاخره الکساندر صدیق که بازیش در نقش شاهزاده عرب واقعا خیره کننده بود .نهایتا اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل سهم بازی های این فیلم بود که جرج کلونی تصاحبش کرد.
برگرفته از تارگاه filmamoon.blogsky.com نوشتۀ آرمین
زیرنویس این فیلم در مرحلۀ ویرایش قرار دارد و بزودی منتشر خواهد شد .
دستهبنديها: معرفي فيلم ~ بازتاب

دوشنبه،۲۲/مهر/۱۳۸۷ حوالي ۱۲:۲۶ ب.ظ
بی پرده :
یه فیلم بی عیب و نقصه
از هر زاویه سیاسی بهش نگاه کنی موفقیت چشمگیری رو می بینی.
فیلمی بظاهر می طرف اما ۱۰۰% ضدآمریکایی