هنکاک

{ دوشنبه،۳۱/تیر/۱۳۸۷ }

 

hancock.jpg

کارگردان: پيتر برگ. فيلمنامه: وينست نگو، وينس گيليگن. موسيقي: جان پاول. مدير فيلمبرداري: توبياس اي. ‏اسکلايسلر. تدوين: کولبي پارکر جونيور، پل ريوبل. طراح صحنه: نيل اسپايسک. بازيگران: ويل اسميت[جان هنکاک]، ‏چارليز ترون[مري امبري]، جيسون بيتمن[ري امبري]، جي هيد[آرون امبري]، ادي مارسن[رد]، ديويد ماتي، ‏ميتريکس فيتن[ماتريکس]، تامس لنون[مايک]، جاني گالکي[جرمي]. ۹۲ دقيقه. محصول ۲۰۰۸ آمريکا. نام ديگر: ‏John Hancock، ‏Tonight, He Comes‏. نامزد جايزه بهترين آنونس از مراسم گولدن تريلر. ‏

جان هنکاک ابرقهرماني غير عادي است. او به دليلي نامعلوم افسرده و الکلي است و هر قدمي که براي تاديب خلاف ‏کاران و افراد شرور برمي دارد هزينه زيادي براي شهر لس آنجلس به دنبال دارد. چون اعمال او باعث وارد شدن ‏خسارت به ساختمان ها، اتومبيل ها و اموال عمومي مي شود. آخرين بار که او براي متوقف کردن چند تبهکار اقدام ‏کرد، مبلغي نزديک به ۹ ميليون دلار براي شهر آب خورد. از اين رو افکار عمومي و رسانه ها مرتباً از مسئولين مي ‏خواهند تا جلوي دخالت هاي او را بگيرند. تا اينکه يک روز، هنکاک جان ري امبري را نجات مي دهد. امبري ‏متخصص روابط عمومي است و دوست دارد در ازاي نجات جانش راهي براي بهبود وضعيت هنکاک و در نتيجه از ‏بين بردن سوء شهرت او بردارد. ري او را به خانه برده و با همسر و پسرش آشنا مي کند. مري همسري ري عقيده دارد ‏هنکاک اصلاح ناپذير است. اما ري از هنکاک مي خواهد تا خود را تسليم کرده و در يک دوره بازپروري شرکت کند تا ‏مردم در غياب او پي به ارزش وجودش ببرند.‏‎ ‎هنکاک مي پذيرد، و يک روز مري به همراه پسر کوچکش به ديدار او ‏آمده و از وي مي خواهد تا ري را نا اميد نکند. به دنبال اين ماجرا رئيس پليس از هنکاک براي دستگيري گروهي سارق ‏به رهبري رد که تعدادي انسان بيگناه را به گروگان گرفته اند، کمک مي خواهد. هنکاک اين بار دقت و احتياط ‏تبهکاران را دستگير و بار ديگر شهرت نيک خود را به دست مي آورد. در ميهماني که ري به افتخار اين موضوع داد، ‏هنکاک مي گويد که حافظه اش را از دست داده و از گذشته هيچ به ياد ندارد. همان شب هنکاک کشف مي کند که مري ‏نيز داراي قدرت هاي غير عادي است و به نظر مي رسد که از گذشته او با خبر است…‏

چرا بايد ديد؟

چهار سال قبل که انيميشن شگفت انگيزها ب نمايش در آمد، تماشاگران خود را با ابرقهرماناني روبرو ديدند که جامعه ‏آنها را طرد کرده و خود را بي نياز از خدمات شان مي ديد. بنابراين شگفت انگيزها به زندگي عادي رو آورده و تقريباً ‏دچار افسردگي هم شده بودند. حال نسخه سينمايي روزآمدتر و زنده آن ابرقهرمان ها روي پرده ظاهر شده و اين يکي بر ‏خلاف آنها مشکلي با گذشته خود دارد و الکلي و افسرده است. هيچ کس به او احترام نمي گذارد، عوضي خطابش مي ‏کنند و خدماتش مايه دردسر شهر و اهالي آن است. ‏

البته اين ظاهر قصه است و زماني که به کارنامه سازنده آن نگاه کنيد که فيلم پر سر و صداي قلمرو را سال گذشته روي ‏پرده داشته، به بطن ماجرا توليد اين يکي هم پي خواهيد برد. فيلمنامه هنکاک که ابتدا “امشب، او مي آيد” نام داشت، ‏نزديک به يک دهه در هاليوود سرگردان بود و کسي حاضر به ساخت آن نبود. پس چرا پيتر برگ حالا به ساختن آن ‏علاقمنده شده است؟ و حتي نمايش افتتاحيه آن را در پايگاه ارتش آمريکا در خاورميانه و پيش از آمريکا و به صورت ‏رايگان برگزار مي کند؟‏

پيتر وينکلر برگ متولد ۱۹۶۴ بازيگر آشناي نقش هاي فرعي و حالا کارگرداني شناخته شده است. برگ از ۱۹۹۴ با ‏ساختن قسمت هايي از سريال “‏Chicago Hope‏” شروع به کارگرداني نيز کرد و بعدها نويسندگي و تهيه کنندگي را ‏نيز آزمود. اولين فيلم بلندش اعمال بسيار وحشيانه را در ۱۹۹۸ کارگرداني کرد که در چند جشنواره مورد توجه قرار ‏گرفت. دو فيلم بعدي اش در همين حد نيز موفق نبود، اما آشنايي با مايکل مان در فيلم وثيقه او را وارد مسيري تازه و ‏متفاوت کرد. حاصل اين تغيير فيلم ۸۰ ميليون دلاري قلمرو بود که در زمان درست توليد شد و با توجه به موضوع ‏حساس خود در بسياري از کشورها مورد توجه قرار گرفت. چکيده مطلب و جان کلام فيلم اين بود: نفت با امنيت ملي ‏آمريکا ارتباط دارد.‏

قلمرو تريلري سياسي بود که سبعيت بنيادگرايان مسلمان[القاعده و حزب الله] و حضور گروهي آمريکايي براي ‏بازگرداندن امنيت به منطقه خاورميانه و تلاش براي رسيدن به درک و اعتماد متقابل ميان اعراب صاحب نفت و ‏آمريکايي ها نيازمند ين نفت را نشان مي داد. يک فيلم با داستاني رو، اما هنکاک از جنم ديگري است. پيامش را لابلاي ‏قصه نوجوان پسند خود پنهان مي کند و به سرباز آمريکايي که در نبرد با تروريسم سرخورده شده و مانند هنکاک ‏استعداد افسردگي و الکلي شدن را دارد مي آموزد که قهرمان است و بايد مانند قهرمان نيز رفتار کند. حتي اگر اين ‏رفتار زماني خسارت هايي سنگين نيز به دنبال داشته، اين امر از قهرمانانه بودن کار وي چندان نمي کاهد. ‏

او بايد ياد بگيرد گذشته خود را به ياد بياورد و با آن زندگي کند. کاري که آمريکايي جوان نيز بايد ياد بگيرد. او بايد به ‏ياد بياورد که کساني مانند وودرو ويلسون و روزولت در تاريخ کشورش بوده اند و دولت شان را صاحب رسالتي عظيم ‏در قبال همه دنيا مي دانسته اند. پس بايد دست از خود ويرانگري برداشته و حتي عشق پر رنج خود را به فراموشي ‏بسپرد. او زاده شده تا قهرمان باشد و قهرماني کند. هميشه جوان بماند و يک مدير روابط عمومي خوب هم براي خودش ‏دست و پا کند!‏

هنکاک تبليغ براي نياز به قهرمان و ابرقهرمان ها در زمانه ماست. چه کسي بود گفت بدبخت کسي که به قهرمان نياز ‏دارد؟ چون قهرمان امروز که ريشه در قرن بيستم دارد دولت/ملت است نه فرد!‏

اما در کنار همه اينها، فيلم پر از شوخي هاي جذاب، جلوه هاي ويژه گران قيمت و ويل اسميت و چارليز ترون دوست ‏داشتني است که مي توانند دلارهاي هر تماشاگر بي اعتقادي را نيز از جيبش خارج کنند. هنکاک تا لحظه تنظيم اين ‏مطلب بيش از ۶۰ ميليون دلار در گيشه آمريکا به دست آورده و به نظر مي رسد که سرسخت ترين رقيب فيلم هاي ‏ديگر است. ‏
ژانر: اکشن، کمدي، درام، فانتزي. ‏

 

 

دسته‌بندي‌ها: معرفي فيلم ~ بازتاب

ديدگاه شما چيست؟