دومين نفس‎‎‏

{ جمعه،۷/تیر/۱۳۸۷ }

le-deuxieme-souffle.jpg

 دومين نفس‎‎‏ ‏Le Deuxième souffle

کارگردان: آلن کورنو. فيلمنامه: آلن کورنو بر اساس داستاني از ژوزه جيوواني. موسيقي: برونو کولي. مدير ‏فيلمبرداري: ايو آنژلو. تدوين: ماري ژوزف ايووت. طراح صحنه: تيه ري فلامان. بازيگران: دانيل اوتوي[ گوستاو ‏ميندا معروف به ژو]، مونيکا بلوچي[سيمونا معروف به مانوش]، ميشل بلان[کميسر بلو]، ژاک دوترون[استانيسلاس ‏اورلوف]، اريک کانتونا[آلبان]، دانيل دووال[ونتورا ريچي]، ژيلبر ملکي[جو زيچي]، نيکلا دوواشل[آنتوان]، ژاک ‏بونافه[پاسکال]، فيليپ ناهون[کميسر فارديانو]، ژان پل بونر[تئو]. ۱۵۵ دقيقه. محصول ۲۰۰۷ فرانسه. نام ديگر: ‏The ‎Second Wind‏. نامزد جايزه سزار بهترين فيلمبرداري، بهترين طراحي لباس و بهترين طراحي صحنه. ‏

ژو گانگستري مشهور از زندان مي گريزد. تمام پليس فرانسه و مخصوصاً کميسري حيله گر به نام بلو به دنبال او ‏هستند. ژو نيز قصد دارد تا از کشور به همراه محبوبش مانوش خارج شود، اما براي اين کار نياز به پول دارد. او براي ‏به دست آوردن پول مورد نيازش تصميم به سرقتي تازه مي گيرد. بنابر اين از تبهکاري به نام جو ريچي و گروه وي ‏کمک مي خواهد. مغر متفکر اين سرقت تبهکاري قديمي به نام اورلوف است که از ژو مي خواهد تا محموله بزرگي از ‏شمش هاي طلا را بدزدند. سرقت با موفقيت انجام مي گيرد، اما کميسر بلو ترفندي زده و او را نزد همکارانش خائن ‏جلوه مي دهد. ژو از چنگ مامورين فرار کرده و به سراغ همکارانش مي رود. تنها هدف وي از اين کار پاک کردن ‏نامش از شائبه خيانت است. کاري که با کشته شدن همه گانگسترها و خود ژو به پايان مي رسد…‏

چرا باید دید ؟

آلن کورنو متولد ۱۹۴۳ لوآر فرانسه است. از دانشجويان قديمي ايدک است. در آغاز جذب دنياي موسيقي شد و بعدها با ‏دستيار کارگرداني فيلمسازاني مشهور چون گاوراس به سينما راه يافت. از برکت حضور در کنار گاوراس با ايو مونتان ‏نيز آشنا شد و بعدها سه فيلم موفق با وي ساخت. کورنو را بسيار دنباله رو ملويل مي دانند و حال که پس از چند دهه ‏دست به بازسازي دومين نفس زده، ممکن است بسياري آن را دوباره سازي غير لازمي قلمداد کنند. در حالي خود ‏نظري غير از اين دارد و شايد شما نيز بعد از تماشاي نسخه او از کتاب کم نظير ژوزه جيوواني با کورنو هم عقيده ‏شويد. ‏

کتاب هاي ژوزه جيوواني[ژوزف دامياني] متولد ۱۹۲۳ که چهار سال پيش در ۲۲ آوريل ۲۰۰۴ درگذشت، تا امروز ‏منبع الهام فيلمسازان بسياري بوده است. در حالي که خود از ۱۹۶۷ فيلمسازي نيز کرده و چند فيلم خيلي خوب نيز مانند ‏پدرم زندگيم را نجات داد و دوست خائن من در کارنامه اش دارد و فيلمنامه هاي موفقي نيز براي ديگران نوشته است. ‏در جواني کارهاي مختلفي مانند ظرف شويي، چوب بري، پيشخدمتي و معدنچي گري انجام داده و به هنگام جنگ ‏جهاني دوم نيز دو سالي راهنماي کوهستاني اعضاي نهضت مقاومت بوده است. پس از جنگ به پاريس رفته و ‏گانگستري خرده پا شد. پس از يک سرقت نافرجام در سال ۱۹۴۸ که به کشته شدن برادر بزرگ تر، عمويش و صاحب ‏خانه مورد سرقت انجاميد، دستگير و زنداني شد. ابتدا به همراه شريک جرمش ژرژ آکاد به مرگ محکوم شد و پس از ‏چند ماه انتظار در دالان محکومين به مرگ بر اثر تلاش هاي پدرش از اعدام نجات يافت و در ۱۹۵۶ آزاد شد. سال ‏هاي يکنواخت زندان را با نوشتن سپري کرد و پس از آزادي يکي از کتاب هايي را که نوشته بود به ناشري تسليم کرد. ‏اين کتاب که حفره يا به تعبير عاميانه اش سوراخ (تعريفي از زندان) نام داشت و بر اساس تجربيات خود وي براي فرار ‏از زندان پاريس نوشته شده بود، نظر ناشر را جلب و بلافاصله با نام مستعار ژوزه جيوواني منتشر شد. ژاک بکر نيز ‏بدون تاخير حقوق برگردان سينمايي آن را خريد و در سال ۱۹۵۹ به فيلم تبديل کرد و بدين طريق جيوواني به سينما راه ‏يافت. ‏
در ۱۹۶۷ اولين فيلمش را ساخت و بعدها بازيگران بزرگ سينماي فرانسه مانند آلن دلون، ژان گابن و ژان پل بلموندو ‏را در فيلم هايش رهبري کرد، اما هرگز دست از نوشتن رمان درباره تبه کاران، پليس ها، زندان و رفاقت دست نکشيد. ‏
تجربه اقامت در دالان محکومين به مرگ بر زندگي وي تاثير فراوان گذاشت و در تمامي کارهايش منعکس شد. ‏جيوواني تا هنگام مرگش ۱۵ فيلم سينمايي و ۵ فيلم تلويزيوني ساخت، ۲۰ رمان و ۲ کتاب خاطرات و ۳۳ فيلمنامه ‏نوشت. چند باري نيز در برابر دوربين ظاهر شد که آخرين نمونه آن بازي در نقش پدر ايزابل آجاني در فيلم ‏پشيمان[۲۰۰۲] بود. ‏

اما دومين نفس نسخه آلن کورنو که براي سينماي فرانسه محصولي گران قيمت محسوب مي شود\۲۴ ميليون يورو] بايد ‏ثابت کند که از برگردان قديمي ملويل سرتر است. هر چند تيم بازيگري خوبي دارد و انتخاب بلوچي- که به تصميم ‏خودش موهايش را بلوند کرده- يکي از عاقلانه ترين تصميم ها بوده، اما دانيل اوتوي با وجود تبحر و تلاش بسيار هرگز ‏نيم تواند خشونت و عطوفتي را که در چهره لينو ونتورا موج مي زد، بر پرده منعکس کند. ‏

بسياري از منتقدان که شيفته ملويل و آثار او هستند، نسخه کورنو را يک بازسازي غير لازم نام داده اند. اما بر خلاف ‏آنها مي خواهم بگويم که حاصل کار کورنو در مقايسه با فيلم ملويل يک سر و گردن بالاتر است. نه فقط از حيث فضا ‏سازي، طراحي لباس و فيلمبرداري حيرت انگيزش، بلکه به خاطر تلاش کارگردان در رسيدن به جوهره کتاب جيوواني ‏فقيد که رفاقت و شرافت در ميان دزدها تم اصلي آثارش بود. البته رفاقت از ديدگاه فرانسوي ها که با برداشت هاي ما ‏مي تواند کمي متفاوت باشد. چنين تمي در دنيايي که خيانت سکه بازار آن است، چندان خريداري ندارد. شايد ژو در ‏پايان فيلم به همين خاطر دست به کاري انتحاري مي زند، چون مي دادند محبوب نيز روي خوش به اورلوف نشان داده ‏و ديگر دوران خودش نيز به سر آمده است. ‏

فيلم از برگران ۱۹۶۶ ملويل ده دقيقه اي نيز طولاني است، اما به شما اطمينان مي دهم که هرگز گذشت زمان را حس ‏نخواهيد کرد. صحنه سرقت محموله شمش هاي طلاي يکي از درخشان ترين ها در ميان اين گونه صحنه هاست که با ‏موسيقي آرام و کمترين گفت و گوها اجرا مي شود. اگر مدت هاست فيلم خوبي از سينماي فرانسه نديده ايد، اگر خاطره ‏خوش پليس پيتون ۳۵۷، تهديد و انتخاب اسلحه هنوز شما را همراهي مي کنيد، براي ديدن يک نمونه باشکوه از سينماي ‏جنايي فرانسه به سراغ دومين نفس برويد!‏
‏[براي اطلاعات بيشتر به گفت و گو با آلن کورنو در همين شماره مراجعه کنيد].‏
ژانر: جنايي، درام، رازآميز، مهيج. ‏

برگرفته از ر*و*ز آنلاین

صفحۀ فیلم در imdb

دسته‌بندي‌ها: معرفي فيلم ~ بازتاب

ديدگاه شما چيست؟