سکانسهای بیاد ماندنی
{ دوشنبه،۲۲/فروردین/۱۳۹۰ }
دو فیلم جاودانه ی ” Before Sunrise & Before Sunset ” رو همیشه ستوده ام به خاطر تمام بار عاطفی که به دل من القا کردند و به خاطر تمام حسی که بعد از دیدن آنها در وجودم ماند و فقط کافی بود هربار با یاد آوری آن عطری در یاد من پاشیده شود .
دی وی دی فیلم رو از آرشیوم در میارم و پلی میکنم تا از سکانسی که در ذهنم در حال شنا رفتن است شات بگیرم و بنویسم .
رقص پا در هوا و بی شائبه سلین برای جس نشان از شروع رقصی دارد که برای پایان خوش یک دیدار مجدد دل انگیز طراحی شده است .
you are…
gonna – miss – that – plane!
نگاه و میمیک جس در چرخش دوربین به سوی او دشنه ای ست که به قلب و عاطفه ی من وارد می شود .
کسی می تواند نگاه و بغض نهفته رو معنی کنه ؟
جس افسوس این رو می خورد چرا قول آنها بعد از شب و روز به یاد ماندنی به سرانجام نرسید
مرا یک چیز بس,ذهنی آکنده از رویای تو
قلم کمی بعد , دگر بار با تخیل پردازی بر روی کاغذ حرکت می دهم
چپ و راست , بی وقفه و پی در پی ,سیلی میزند رویای تو بر ذهن من
و این تمام وقتی ست که مزه ی تلخ حقیقت هنوز به من یادآوری نشده .
پست رو ارسال می کنم , دوباره به درون حافظه ی بجا مانده از هنر سینما خودم رو پرت میکنم و افسوس می خورم چرا با همه احترامی که برای فیلم ” راه های فرعی ” قائل هستم اسکار آن سال را به این فیلم ندادند .
دستهبنديها: معرفي فيلم ~ بازتاب

ديدگاه شما چيست؟