جرم ؟!
{ جمعه،۲۴/تیر/۱۳۹۰ }
آیا مسعود کیمیائی به آخر خط رسیده است ؟
فرصتی دست داد تا بتوانم فیلم جرم را در پردیس سینمائی ملت ببینم . سیاه و سفید بودن فیلم حس نوستالژیکی ایجاد می کرد . اما این حس تا پایان نماند . داستانی کم رمق , بی کشش , با سوراخ های بزرگ , گاف های بزرگ .
بگذارید کمی به عقب بازگردیم به زمان ضیافت . بنظرم ضیافت یکی از بهترین فیلم های آقای کیمیائی بود . البتۀ نیمۀ نخست فیلم چون در نیمۀ دوم در ورطۀ شعارزدگی افتاد . دیدن دوستانی که قراری ۱۰ ساله را می گذارند و فراموش نمی کنند آرمانیست . بعد از آن آقای کارگردان فراز و نشیب های بسیاری داشت . به جز حکم و محاکمه در خیابان ( که البته این فیلم مهر فرهادی را با خود دارد ) باقی فیلم ها چنگی به دل نمی زد و بعضی هم از فرط آشفتگی قابل دیدن نبود . اما سال گذشته که جرم جایزه بهترین فیلم را برد تصور کردم بالاخره مسعود کیمیائی راهش را پیدا کرده و در حضور بزرگانی همچون رضا میرکریمی و یک حبه قندش , اصغر فرهادی و جدائیش موفق شده موفق شده گوی سبقت را برباید . برای دیدنش عطش داشتم اما …
جرم در یک نگاه فیلمی کسل کننده است . حرفهای قلمبه برای انسانهای معمولی . فیلم رمق ندارد تا شما را همراه خود کند , در شخصیت پردازی , محیط بسیار ضعیف عمل می کند و مهمتر از همه گاف هایی ست که می دهد .
۱- داستان فیلم مربوط به دوران انقلاب ست و رضا سرچشمه ( پولاد کیمیائی ) به جرم قتل دوران محکومیتش را می گذراند . زندانی که به همه چیز شبیه ست جز زندان !
۲- فیلم پر است از شخصیت های یک خطی که دیالوگی را می گویند و می روند . هیچ نقشی در پیشبرد فیلم ندارند , نیکی کریمی , سیامک انصاری , کیانوش گرامی و … اگر نقششان حذف می شد خللی به کلیت فیلم وارد نمیشد .
۳- بسیار کند پیش می رود . کشش لازم برای همراه کردن تماشاگر تا پایان فیلم عنصری ست که در جرم فقدان آن حس می شود .
۴- پیش از این در سریال در چشم باد , مسعود جعفری جوزانی بازسازی دوران ابتدای انقلاب را انجام داده بود و گافهای زیادی را مرتکب شده بود . درست همان اشتباهات را در جرم آقای کیمیائی تکرار کرده که عبارتند از :
الف – سیامک انصاری پیراهنی را می پوشد که مد روز ست . در پس زمینه پسری هست که شلوار جین مد روز بر تن دارد
ب – در سکانسی رضا از کنار موتور های پارک شده می گذرد که موتور ویووی در آنجا خودنمائی می کند
ج – سطل آشغالهای جدید , علمک های گاز , تابلوهای جدید کوچه ها
د – کولرهای گازی بیشمار
( بنده تا ۱۰ سوتی را شمردم ! )
و شاید اصلی ترین مشکل فیلمنامه و داستان فیلم باشد . قصه نارفیقی , ناجوانمردی , انتقام و … که به نظرم کمی کهنه شده ست .
اما به نظرم بزرگترین اجحاف را کمیتۀ داوران فجر کرده اند آنجا که فیلم های عالی کریمی و فرهادی را با بی رحمی تمام کنار گذاشته اند و محصول بنجل کیمیائی را برگزیده اند . شاید با لحن مسعود فراستی , منتقد هفت موافق نباشم اما انتقاداتش را یکجا قبول دارم . والسلام .
دستهبنديها: معرفي فيلم ~ بازتاب

شنبه،۲۵/تیر/۱۳۹۰ حوالي ۲:۱۳ ب.ظ
salam!matlabe ghashang va dorosti bud.
سه شنبه،۴/مرداد/۱۳۹۰ حوالي ۱۱:۵۰ ق.ظ
چرا اینقدر به اطراف نگاه می کنید ؟ چرا به خود فیلم توجه نمی کنید ؟ کیمیایی فیلمهاش را با زحمت می سازه . ساخت فیلم تاریخی در کشور ما مشکلات زیادی داره که در کشورهای دیگه وجود نداره . تهران امروز خیلی بازسازی شده ست. . . هزارهابار از هزارها جا خوندم که کیمیایی دنیاش دنیای نارفیقی ناجوانمردی و انتقام …. به نظرتون وقت این نیست که بگیم کیمیایی هم دنیاش اینجوریه . چرا به مارتین اسکورسیزی گیر نمی دیم ؟ چرا به پازولینی گیر نمی دیم ؟ و حتی به همین کارگردان های خودمون که خداوکیلی نمی دونم اگر فقیر و کور و کر و لال نبود، نمی دونم چه جوری می خواستن فیلمهاشون رو به خورد جشنواره های خارجی بدن . چطور اینارو خیلی راحت همون آدمها می پذیرن ولی به کیمیایی که می رسه نظرها مثل همیشه متناقض می شه . . به قول داریوش ارجمند : تمام هنر آقای کیمیایی در نشر ادبیات این مردم فرودست است . مردم فرودست با زبان سعدی حرف نمی زنند و لی گاهی شیرین تر از سعدی حرف می زنند . به هر حال فکر می کنم این جهان مسعود کیمیایی هستش . پس منم به عنوان یک بیننده بهش احترام می ذارم . با احترام به نظرات و انتقادات شما .
یکشنبه،۹/مرداد/۱۳۹۰ حوالي ۱۲:۵۸ ب.ظ
زیاد نمیخوام توضیح بدم فقط همینکه مسعود کیمیایی باهوش تر از اونه که یه ساختمون که از پایین به بالاش پر کولره و خیابون خالی که فقط یه پراید توش حرکت میکنه ویا صندوق کمیته امداد که دوربین عامدانه روش تاکید میکنه رو بعنوان ((سوتی)) تحویل شما منتقد کارکشته بده
چه خوبه که بیشتر فیلمهایی مثل دختر شاه پریون و قصه پریای جیرانی اینجا نقد بشه
دوشنبه،۱۰/مرداد/۱۳۹۰ حوالي ۱۲:۲۸ ب.ظ
اینا سوتی اند دوست من ! همۀ کارگردان ها دارند اما نه این اندازه فجیع ! در ضمن بنده نگفتم باقی سینما و فیلمها کار درسته ! گفتم ناداوری باعث شد فیلم ضعیفی مثله جرم جایزه بگیره وگرنه این فیلم نسبت به یک حبه قند و جدائی نادر از سیمین چیز خاصی نداره . یک بیانیه سیاسیه که تصویری شده . همین !
یکشنبه،۱۶/مرداد/۱۳۹۰ حوالي ۱۱:۴۴ ق.ظ
سلام. دوست من کیمیایی شاید بزرگ ترین کارگردان ایران نباشه، ولی دیگه بعد ۳۰تا فیلم انقدر احمق نیست که همچین گافایی بده. شما اگه یه بار دیگه با دقت فیلمو ببینی متوجه میشی فیلم زمان مشخصی نداره. حال و هوا مثه دم انقلابه ولی چند بار صحبت از جنگی میشه که جای فکر داره. تازه سوتی وقتی میدن که توی خیابون فیلمبرداری باشه پراید بیاد رد شه، نه این که فقط یه پراید وسط خیابون باشه و بس.
دوشنبه،۱۷/مرداد/۱۳۹۰ حوالي ۹:۵۷ ب.ظ
سلام به نظر من در مورد گافها زیاد نباید سخت گیری کرد ولی کارگردان هم باید دقت زیادی بکنه که این سوتی ها نباشه چون خیلی روی ارزش ولذت دیدن از نگاه تماشاگر تاثیر منفی میزاره.ولی در کل موضوع نارفیقی و قتل انتقامی با چاقو قدیمی شده مطمئنا موضوعات بکر بسیار دیگری در زندگی مردم فرودست وجود داره وچون اقای کیمیایی کارگردان کهنه کاری هستند نباید از ایشون متعصبانه دفاع کرد.من هم معتقدم کنار گذاشتن فیلمی مثل جدایی نادر از سیمین خیلی سخت بود.
دوشنبه،۲۴/مرداد/۱۳۹۰ حوالي ۳:۰۳ ب.ظ
منم جدایی نادر از سیمین رو دیدم . خیلی دوست دارم اینجا نقدش کنیم . نمی گم فیلمه بدیه . اتفاقن خیلی هم قشنگه و پر معنا . تا اونجایی که من یاد دارم به کیمیایی همیشه گیر می دن . بازی خوب و فوق العاده حامد بهداد بازیه پولاد کیمیایی اینا واقعن عالی بودن . تعصبی ندارم . من می گم هر کس سبکی داره واسه خودش . در مورد گافو و سوتی و این جور چیزها هم که همه دارند . نگاهی بندازین به فیلمه فوق العاده محبوب تایتانیک . هر چند من خوشم نمیاد ازش . محبوب از این لحاظ می گم که شد فیلمه برتر جهان بعد از چند تا فیلمه قدیمی ، فکر کنم دقیق نمی دونم ( تاکید می کنم که دقیق نمی دونم ) بر باد رفته . کارگردانش هم جیمز کامرون بود . فیلمه تروی اون که یه فیلمه تاریخی بود اونم پر از گاف بود . ما ایرانیها همیشه نقد می کنیم اما متاسفانه نقدمون درست و حسابی نیست ، در واقع با نقدمون تیشه به ریشه می زنیم . و به جای اینکه فیلمو ببینیم و موضوعشو بفهمیم و درک کنیم یاد گرفتیم تو حاشیه بریم . عاشق حاشیه هستیم . هر کسی تو نظر دادنش ، تو شیوه کارش و ارائه دادنش فرق می کنه با دیگری . کیمیایی ، جیرانی ، فرهادی و ………اگر قرار باشه کیمیایی مثله فرهادی بسازه اون وقت دو تا فرهادی داریم . و یه چیزه دیگه قصه فیلم جرم زمان قبل از انقلابه و لی رضا سرچشمه ، شخصه اول این فیلم متعلق به نسل من و شماست . با احترام به همه نظرات دوستان . موفق باشید
سه شنبه،۲۵/مرداد/۱۳۹۰ حوالي ۲:۲۱ ب.ظ
از نقد شما لذت بردم . متشکریم .
چهارشنبه،۲۶/مرداد/۱۳۹۰ حوالي ۷:۰۳ ب.ظ
با نظرات خانم طاهره موافقم ، من نمیدونم این سبک به نظر شما قدیمی و تکراری شده یا نه ولی برای من و احتمالا تمام کسایی که پول بلیط دادن و رفتن فیلمو ببینن احتمالا این سبک هنوز جذابه و باید به نظرات و عقاید همه احترام گذاشت .
متشکرم