Golden Globe

{ شنبه،۲۹/دی/۱۳۸۶ }

مراسم اعطای جوایز گلدن گلوب سال ۲۰۰۸ به شکل یک کنفرانس خبری در شهر لس آنجلس کالیفرنیا برگزار شد و برندگان آن اعلام شدند.
فیلم بریتانیایی “کفاره” (Atonement) بهترین فیلم سینمایی درام در گلدن گلوب ۲۰۰۸ شناخته شد.
“کفاره” ماجرای عاشقانه نافرجامی در زمان جنگ جهانی دوم را به تصویر می کشد

مراسم گلدن گلوب امسال به خاطر اعتصاب اتحادیه فیلمنامه نویسان آمریکایی و حمایت اتحادیه ستارگان سینمای این کشور از آن ها به شکل مجلل همیشگی برگزار نشد.

کنفرانس خبری گلدن گلوب ۲۰۰۸ عصر یکشبنه (۱۳ ژانویه) در هتل هیلتون منطقه بورلی هیلز شهر لس آنجلس واقع در ایالت کالیفرنیای آمریکا برگزار شد.

“کفاره” (Atonement) رقیب خود فیلم “نه جای مردان پیر” (No Country for Old Men) ساخته برادران کوئن را شکست داد.

دانیل دی لوئیس جایزه بهترین هنرپیشه مرد در فیلم های درام را به خود اختصاص داد

جیمز مکاووی و کی یرا نایتلی در فیلم بریتانیایی کفاره بازی کردند. این فیلم در این دوره نامزد دریافت هفت جایزه شده بود.

خاویر باردم، هنرپیشه اسپانیایی، در “نه جای مردان پیر” جایزه بهترین بازیگر سینمایی مرد مکمل را به خود اختصاص داد.

کیت بلنچت، هنرپیشه فیلم “من آن جا نیستم” (I am Not There) جایزه بهترین بازیگر زن مکمل را به خود اختصاص داد.

فیلم Sweeney Todd به عنوان بهترین فیلم سینمایی موزیکال یا کمدی شناخته شده است.

جانی دیپ که در این فیلم بازی کرده، بهترین بازیگر موزیکال یا کمدی شناخته شد.

مراسم گلدن گلوب از لحاظ اهمیت در صنعت فیلم و سینما پس از مراسم اسکار رتبه دوم را دارد.

جولی کریستین بهترین بازیگر زن در فیلم های درام شناخته شد

در این دوره هیچ یک از برندگان جوایز گلدن گلوب برای دریافت جایزه های خود حاضر نشدند.

از جمله آن ها ماریون کوتیلارد، هنرپیشه فرانسوی، است که جایزه بهترین بازیگر زن موزیکال یا کمدی را به خود اختصاص داد.

دانیال دی لوئیس هنرپیشه بریتانیایی فیلم “خونی ریخته خواهد شد” (There Will be Blood)، جایزه بهترین هنرپیشه مرد در فیلم های درام را به خود اختصاص داد.

جولی کریستین، هنرپیشه بریتانیایی، به خاطر بازی در فیلم Away From Her بهترین بازیگر زن در فیلم های درام شناخته شد.

فیلم Ratatouille به عنوان بهترین فیلم انیمیشن این دوره برگزیده شده است.

در بخش سریال های تلویزیونی، مردان دیوانه (Mad Men) به عنوان بهترین فیلم سریال درام تلویزیونی شناخته شده است.

در بخش بازیگران تلویزیونی، گلن کلوز برای بازی در فیلم خسارت ها (Damages) و جان هام بازیگر فیلم مردان دیوانه بهترین جوایزی کسب کردند.

در این بخش، سامانتا مورتون، هنرپیشه بریتانیایی، جایزه بهترین بازیگر زن مکمل را به خود اختصاص داد.

کارشناسان فیلم و سینما می گویند، چیزی حدود نیمی از برندگان جوایز گلدن گلوب معمولا جوایزی را در مراسم اسکار به خود اختصاص می دهند.

گلدن گلوب بر خلاف اسکار، به طور جداگانه جایزه هایی در رشته های سینمایی درام، کمدی و موزیکال اعطا می کند.

برگرفته از تارنمای BBC بخش پارسی

صفحۀ مربوط به فهرست نامزدها و برندگان جوایز در Imdb.com

ارسال شده در اخبار ~ بدون پاسخ

حکم

{ شنبه،۲۲/دی/۱۳۸۶ }

• تقدیم به تیردادی که “رضا یزدانی” و “مسعود کیمیایی” را دوست می‌دارد.

ارسال شده در موسيقي فيلم, ويدئو موزيك ~ ۲ پاسخ

یک داستان مطبوع

کارمن کوچولو دختر خیلی سر به راهی بود. معصومیت کارمنچیتا شهره خاص و عام بود.مادرش شب و روز از او مراقبت میکرد و با هوشیاری خود دیواری در جلو دخترش در برابر دام های دنیوی کشیده بود. کارمنچیتا که دوازده ساله شده بود مادرش هم به شدت نگران شد و با خودش فکر کرد : “روزی که دخترم برای اولین بار عادت ماهیانه شود ، با معصومیت طلایی اش خداحافظی خواهد کرد ” مادر برای حل این مشکل راهی یافت وقتی متوجه اولین رنگ پریدگی کارمنچیتا شد ، مثل دیوانه ها به خیابان دوید و با دسته بزرگی گل سرخ بازگشت . ” بیا دخترم ، این ها رو بگیر ؛ حالا تو داری یک زن میشوی . ” و کارمنچیتا ، شادمان و فریفته‌ی آن گل‌های سرخ زیبا ، فراموش کرد که عادت ماهیانه بشود . هر ماه ، دوازده بار در سال و برای سالهای متمادی ، کارمنچیتا با همین روش خر میشد و از آن حقیقت مشمئزکننده در امان میماند .

به محض این که سایه های پیش از سیزدهم هر ماه زیر چشمانش ظاهر میشدند ، مادرش هم گلهای سرخ را در دستان او میگذاشت .

کارمنچیتا چهل ساله شد . مادرش که حالا دیگر خیلی پیر شده بود ، هنوز او را کارمنچیتا صدا میزد ؛ اگر چه دیگران همه به او دوناکارملا میگفتند . آن سال ، ماهی آمد که دیگر سایه زیر چشمان کارمنچیتا ظاهر نشدند ، بنابراین مادر به او یک دسته گل سفید داد . ” بیا دخترم ، حالا که تو از زن بودن دست کشیدهای ، این آخرین دسته گلی است که به تو تقدیم میکنم . ” کارمنچیتا برآشفت ” اما مامان من تا حالا هیچوقت نمی دانستم که یک زن هستم . ” و مادرش پاسخ داد ” دیگر بدتر ، دخترم . ” همان دسته گل سفیدی را وقتی که دیگر پژمرده ، بی‌گلبرگ،خشکیده و از هم پاشیده شده بود ، روی تابوت کارمنچیتا نهادند .

یک داستان نامطبوع

سن بحرانی مری کوچولو هم که فرا رسید ، مادرش میخواست همان کاری را بکند که مادر کارمچیتا کوچولو کرده بود ، بنابراین وقتی دید رنگ مری زرد شده و زیر چشمانش سایه افتاده است ، یک دسته گل سرخ به او داد . اما مری کویتا از کارمنچیتا خیلی بی‌حیاتر بود ، دسته گل را گرفت ، پنجره را باز کرد ، گل ها را بیرون انداخت و عادت ماهیانه شد

از اسپانیایی ، نوشته شده به سال۱۹۲۷

داستانی که در بالا خواندید یکی از داستانهایی است که توسط ” لوئیس بونوئل ” اسپانیایی الاصل نوشته است علاقه‌مندان به سینما و مکتب سوررئالیسم مطمئناً از اهمیت و تاثیرگذاری فیلمها و آثار ” لوئیس بونوئل ” در تاریخ سینما و هنر آگاه هستند ، همانگونه که ” سالوادور دالی ” مهمترین بنیانگذار مکتب سورئالیسم در هنر نقاشی است ” لوئیس بونوئل ” هم مهمترین بینانگذار مکتب سوررئالیسم در هنر سینماست .

این دو با همکاری یکدیگر اقدام به ساخت یکی از ماندگارترین آثار سینمایی جهان پرداخته اند که بی شک مشهورترین اثر سورئالیستی تاریخ سینما نیز می باشد ، نام این اثر ” سگ آندلسی ” میباشد . برای خواندن فیلمنامه و همچنین مشاهده فیلم ” سگ آندلسی ” از لینک های زیر استفاده کنید :

[ + ] مشاهده فیلم کوتاه ” سگ آندلسی “

[ + ] فیلمنامه “سگ آندلسی” به فارسی با برگردان “محمد ارژنگ”

و اما در مورد داستان بالا می بایست عرض کنم که این داستان یکی از ۲۸ داستان و شعری است که به صورت یک مجموعه گردآوری شده اند و در کتابی به بعنوان ” بونوئلی ها ” توسط خانم ” شیوا مقانلو “ به فارسی برگردانی شده است و توسط انتشاراتی ” نشر چشمه ” منتشر و در دسترس عموم علاقه‌مندان قرار گرفته است . این کتاب [ به خصوص داستان کوتاهی که در بالا آمده است ] یکی از بهترین کتابهایی است که در طول چند سال گذشته خوانده‌ام و همیشه احساس خوبی نسبت به‌آن داشته ام ! خواندن این کتاب را به شما توصیه میکنم ! نکته دیگر را برای هموطنانی مینویسم که در خارج از کشور زندگی میکنند و به نسخه فارسی کتاب دسترسی ندارند شما می توانید این کتاب را با این عنوان از کتابفروشی‌های دیگر کشورها تهیه کنید :

[ + ] An unspeakable betrayal : selected writings of Luis Bunuel

کتاب دیگری از بونوئل که خواندنش را شدیداً توصیه میکنم را میتوانید با عنوان ” با آخرین نفسهایم ( خاطرات لوئیس بونوئل ) ” با برگردان به پارسی ” علی امینی نجفی ” که توسط انتشاراتی ” هوش و ابتکار ” منتشر شده است تهیه کنید ! از آنجا که این کتاب با ترجمه پارسی کتابی کمیاب است شما میتوانید با کمی جستجو نسخه الکترونیکی اش را با ترجمه پارسی پیدا کنید ! برای یافتن نسخه پارسی الکترونیکی کتاب از اینجا شروع کنید . هموطنانی که در خارج از کشور زندگی میکنند و به نسخه فارسی کتاب دسترسی ندارند می توانند این کتاب را با مشخصات زیر از کتابفروشی‌های دیگر کشورها تهیه کنند :

[ + ] Luis Bunuel , Mon dernier soupir , Robert Lafont , S.A , Paris , 1982

چند کتاب دیگر هم از جمله فیلمنامه‌های آثار لوئیس بونوئل به پارسی برگردانی شده است که بخاطر یاری نکردن حافظه‌ام در حال حاضر ، شاید بعداً در موردشان یادداشتی بنویسم !

• مطلب فوق برای اولین بار در ۲۳ مردادماه سال ۱۳۸۶ خورشیدی در وبلاگ پیکسل پست (وبلاگ شخصی مرتضی بهمنی) منتشر شده است.

ارسال شده در كتاب, معرفي فيلم ~ بدون پاسخ

سلام زیرنویس پارسی

{ سه شنبه،۱۸/دی/۱۳۸۶ }

آخ که چقدر نوشتن سخته ! سخت تر از اونی که بشه فکرش رو کرد ، هزاران فکر هجوم میارند ، نمی دونی از کثرت این همه فکر چه کنی ، اما وقتی شروع به نوشتن می کنی ،ذهنت میشه بیابون لم یزرع ! همونیم که دو دستی چسبیدیش از شانس بد در هلال به سر می بره ! در کوچکترین شکل خود ! بدبختی نیست ؟

اما چه باید کرد ؟ باید نوشت ! این مسولیت سخت که از جنگیدن با کج فکران و متعصبان سخت تره رو مرتضی به من سپرده ! چشم داداش مرتضی ، ما بخاطر تو به جنگ دیو سپید میریم ، نوشتن که رَقمی نیست !

زیرنویس پارسی یا معربش فارسی از خرداد ۱۳۸۵ با یک اتفاق ساده و بصورت کاملاً تصادفی آغاز شد ، شاید اگر من Closer رو ندیده بودم هیچگاه شروع نمی کردم ، اما یادمه نسخۀ بی کیفیت این فیلم که بدستم رسید عاشق آهنگ تیتراژ این فیلم شدم . مستم کرد اونچنان که تمام اینترنت رو جستجو کردم تا به Farsisubtitles.blogfa.com رسیدم . اتفاق اول رقم خورد . جائی رو پیدا کردم که تا چند تا فیلم رو ترجمه و زیرنویس کرده بودند از قبیل دنیا کافی نیست . توضیحات نویسنده اش کافی بود تا من سرمست از این کشف جدید ! به تارنمای subscene برم . جستجوی Closer اولین کاری بود که کردم ، نسخه ای از زیرنویس و ترجمه ! ترجمۀ این فیلم خیلی زیاد طول کشید بالغ بر یک ماه . اما بالاخره تموم شد اولین نفری که ترجمه رو دید مهدی عضو گروه تئاتر پرچین بود ، همو بود که پیشنهاد داد ضمایر اضافی رو حذف کنم . دو ساعت تلفنی با تهران صحبت کردم (خدا عالمه چقد پول تلفن اومد ! ) بعدش رفت روی شبکه . منم تارگاه Farsisubtitle.blogfa.com یعنی با یک s ناقابل کمتر رو راه انداختم . کارم شده بود گشتن اینترنت برای زیرنویس ، وقتی همۀ فایلها رو قرار دادم با Fexon آشنا شدم . جائیکه Eraser Man و Fight Club و یکی دو تا فیلم دیگه رو گیر آوردم و بیش از همه با دوستی آشنا شدم که بسیار کمکم کرد . مرتضی بهمنی . اتفاق یعنی همین ، اینم دومین اتفاق . با کمک اون تارنما که راه افتاده بود پا گرفت و مشکلات قدیمیش رو به دست فراموشی سپرد .یکسال و اندی میگذره . تو این یکسال فحش شنیدیم ، تحقیر ، تهدید ، هک ، بی پول شدیم ! اما بازم ادامه دادیم چون معتقد بودیم در راه درست قدم بر می داریم . به نظر من و مرتضی پول همه چیز نبوده ، نیست و نخواهد بود ، که اگر بود ما اینجا نبودیم !

امروز تارگاه زیرنویس پارسی ، محل انتشار آخرین خبر ها ، زیرنویس ها ، آموزشها افتتاح شد . از این به بعد تماس مدیران و راهبران تارنما با شما بازدید کننده گان وارد مرحلۀ جدیدی خواهد شد . مرحله ای که فاصله ها کمتر ، رفاقت ، احترام متقابل بیشتر خواهد شد . زیرنویس پارسی فقط قرار نیست محلی برای انتشار زیرنویس باشد ، هدف ما( چقدر از کلمۀ ما خوشم میاد ، چون من بودن رو از یادم می بره ) بومی کردن تکنولوژی این کار ، آموزش از مبتدی ترین سطح تا پیشرفته ترین سطح ، برگردان مقالات انگلیسی به پارسی ، معرفی نرم افزارها می باشد . چون از قدیم گفته اند :”اگر میخوای کسی رو یک روزسیر کنی ، یه ماهی بهش بده ، اگر میخوای همیشه سیرش کنی ، ماهیگیری نشونش بده “

ارسال شده در روزانه ~ ۶ پاسخ