مرجان ساتراپی
{ پنجشنبه،۱۸/بهمن/۱۳۸۶ }
مرجان ساتراپی (متولد ۱۳۴۸ در رشت) نویسنده و انیماتور داستانهای مصور است. شهرت او بیشتر به خاطر رشته داستانهای مصور پرسپولیس است که جلد اول آن در سال ۲۰۰۰ به زبان فرانسوی چاپ شد. همچنین فیلم انیمیشنی پرسپولیس به کارگردانی ساتراپی و ونسان پارونو در سال ۲۰۰۷، جایزه هیأت داوران را از جشنوارهٔ فیلم کن دریافت کرد.
مرجان ساتراپی در سال ۱۳۴۸ در رشت به دنیا آمد. مادر وی نوه بزرگ ناصرالدین شاه است.
او در سالهای انقلاب ایران و جنگ ایران و عراق در تهران بزرگ شد و در سال ۱۹۸۳ در ۱۴ سالگی توسط خانواده به وین اتریش فرستاده شد.وی بعد از پایان دوران دبیرستان، برای تحصیلات دانشگاهی به ایران برگشت و پس از ازدواج و سپس جدایی، به استراسبورگ فرانسه رفت. ساتراپی اکنون ساکن پاریس است.
آثار :
رمان پرسپولیس
رشته کتابهای پرسپولیس شامل چهار کتاب است که تاکنون در فرانسه بیش از دویستهزار نسخه به فروش رسیدهاست.
این رمان به سبک زندگینامه خودنوشته بوده، شخصیت اصلی آن که راوی داستان است، دختری ایرانی است به نام مرجان. مرجان دختری است که در جریان انقلاب ایران و بحران جنگ
ایران و عراق به تشویق خانواده از کشور خارج شده و به اتریش میرود. این کتابها روایت جنگ و آوارگی، زندگی مهاجری در اروپا، بحرانهای مذهبی و سنتی جامعه ایران و حوادث انقلاب و جنگ هستند و تاریخ دههٔ بعد از جنگ ایران را از دید وی بیان میکنند.
فیلم پرسپولیس
فیلم پرسپولیس نخستین فیلم سینمایی مرجان ساتراپی است که در سال ۲۰۰۷ در فرانسه و بر اساس داستان مصور پرسپولیس ساخته شدهاست.
این فیلم جایزه هیأت داوران جشنواره بینالمللی فیلم کن در سال ۲۰۰۷ میلادی را به خود اختصاص داد.
وی هنگام دریافت جایزه عنوان داشت که آن را به مردم ایران اهدا میکند.
این فیلم از سوی برخی نهادهای دولتی و خصوصی رسانهی ایران، به عنوان اثری «ضد ایرانی» و «ضد اسلامی» معرفی شده است.
فهرست کتاب ها
![]()
پرسپولیس I، نشر به فرانسه: ۲۰۰۰
پرسپولیس II، نشر به فرانسه: ۲۰۰۱
پرسپولیس III، نشر به فرانسه: ۲۰۰۲
پرسپولیس IV، نشر به فرانسه: ۲۰۰۳
دیوها از ماه میترسند، نشر به فرانسه: ۲۰۰۱
قلابدوزیها، نشر به فرانسه: ۲۰۰۳
خورشت آلو با مرغ، نشر به فرانسه: ۲۰۰۴
برگرفته از تارنمای Wikipedia توسط amirkhan63
نويسنده : تیرداد
دستهبنديها: معرفی مشاهیر ~ بازتاب

شنبه،۲۰/بهمن/۱۳۸۶ حوالي ۱۱:۲۲ ب.ظ
فیلم رو دیدم و کلی لذت بردم.
دی وی دی فیلم رو هم با کلی اضافات و مصاحبه حاضر کردم
دوشنبه،۱۸/شهریور/۱۳۸۷ حوالي ۹:۳۰ ب.ظ
واقعا فیلمی سراسر دروغ و من دراوردی بود متاسفم واسه این خانوم
یکشنبه،۱۵/دی/۱۳۸۷ حوالي ۶:۵۲ ب.ظ
این فیلم کاملا افکار مردم و دروغ های که این رژیم به اصطلاح اسلامی به ما می گوید به صورت انتقادی به ما می گوید. و واقعا شاهکار است.
چهارشنبه،۳۰/اردیبهشت/۱۳۸۸ حوالي ۵:۱۸ ب.ظ
سلام
محشر بود
خصوصا فضا سازی ساده اش خیلی جذاب ترش کرده بود
فقط میتونم بگم که محشر بود
چهارشنبه،۳۰/اردیبهشت/۱۳۸۸ حوالي ۵:۱۹ ب.ظ
کاش زود تر فیلمو میدیدم….
یکشنبه،۱۷/بهمن/۱۳۸۹ حوالي ۱:۵۶ ق.ظ
به نظر من که ۸۰% فضا سازی ها و اتفاقات واقعی بود …
من ۱۵ سالم بود که مدرسه مون کتونی مخصوصا رنگهای روشن جرم بود …
جوراب سفید ممنوع بود …
چادر اجباری بود و رئیس آموزش و پرورش شهرمون با مسوول امور تربیتی مون با یک رنو زرد جلوی مدرسه دخترانه گذاشتن چادر رو کنترل می کردند ! شخصا !
یک روز که بارون میومد و من چادر سرم نبود و تو کیفم بود گفت من با سرنوشتت بازی می کنم .. درحالی که من و خانواده ام رو می شناخت ..
من تو شهر همیشه اول بودم تو درس و حتی گاهی استان و المپیاد فیزیک هم تا مراحلی بالا رفته بود … منظور این که خیلی بچه مثبت بود …
خلاصه اینکه این ی نمونه اش است
باید زن باشی تا بفهمی …
از این زنیکه ها بارها به من تذکر دادند !
یک با گیر دادن که مانتوت چرا جای دکمه زیپ داره ! در حالی که بلند و گشاد بود …
و به دوستم گیر داده بودن که چرا مقنعه ات تو کاپشنت ! درش بیار !
باور کن اینا همش حقیقت داشته …
من ای خانم رو تایید نمی کنم ولی این فیلم ۸۰% به طور عمومی صحت داشت گرچه من به شخصه ۱۰۰% روش واقعیت می دونم
من که ایران خیلی بهم توهین شده …
الان ی مدتی اومدم بیرون برای تحصیل و امیدوارم تا وقتی شراط این طوری بر نگردم ..
یکشنبه،۱۷/بهمن/۱۳۸۹ حوالي ۱:۵۶ ب.ظ
همۀ ما کم و بیش درگیر چنین شرایطی بودیم . زندگی در شرایط سخت انقلابی بخصوص برای نسل ما که نسل انقلاب بود خیلی سخت بود . اما از صحبت های شما متاثر شدم . بهرحال خانم ها محدودیتهایی دارند که آقایون ندارند . به امید روزیکه زنان همچون مردان و مردان همچون زنان آزاد , و با حقوق برابر با هم و در کنار هم زندگی کنند .