زيرنويس پارسي » 2008 » آوریل


قوانین

منتشر شده توسط تيرداد در آوریل - 21 - 2008

چندی پیش مطلبی در مورد جشنوارۀ زیرنویس نوشته بودم که هم در اینجا و هم در انجمن مورد توجه واقع شد . لازم شد که قوانینی براش تهیه کنیم که کردیم . قوانین به شرح زیرند :

1- زیرنویس ها حتماً بایستی در قالب srt تهیه و برای ما ارسال بشه . قالب sub/idx به هیچ وجه مورد قبول نیست . علت اینه که خدای نکرده کسی اثر دیگری رو به نام خودش جا نزنه .  اگر در میانۀ کار کسی ادعایی در مورد زیرنویسی داشت ( و تونست اثبات کنه ) اون زیرنویس از دور مسابقات حذف میشه .
2- فیلمهای انتخابی باید نمرۀ بالای 7 و Rate حداکثر R داشته باشند . اینکار به این دلیله که فیلمهای بنجل و بدرد نخور زیرنویس نشه و از اون گذشته تمامی دوستان بتونند اونا رو نگاه کنند . ( بدون محدودیت سنی )
3- اگر از دوستان مترجم کسی مایله که آثار پیشین خودش رو ارسال بکنه می تونه اینکارو با شرطی انجام بده که نمرۀ فیلم  از 7.5 بیشتر باشه .
4- زیرنویس ها نباید تا زمان شروع در اینترنت منتشر بشوند . اینکار سبب میشه که زیرنویس منتشر شده توسط مولف یا هر کس دیگه ای از دور خارج بشه .
5- دوستان می تونند بیش از یک زیرنویس رو ارسال بکنند و هر کدام از زیرنویس ها به طور جداگانه وارد رقابت خواهد شد .
6- زیرنویس ها حتماً می بایستی از روی نسخۀ Dvdrip تهیه بشوند . سایر نسخه ها مانند نسخۀ پرده ای و … سبب امتیاز منفی خواهد شد .
7- دوستانی که مایل به ترجمۀ سریال و شرکت آن در مسابقه هستند بایستی حداقل یک فصل کامل رو ترجمه بکنند که در این صورت امتیاز مثبتی خواهند گرفت .
8- فیلمهای زیرنویس شده تا حد امکان بایستی زیرنویس نشده باشد . اینکار سبب میشود که امتیاز زیرنویس بالا برود .
نحوۀ انتخاب و امتیاز دهی:
انتخاب به عهدۀ کاربران تارنما هست . چند روز پیش از شروع فهرست فیلمها رو اعلام می کنیم تا اونائی که میخوان نظر بدن فیلمها رو تهیه کنند . هر کسی می تونه برای هر فیلم فقط و فقط یکبار نظر بده . در پایان بر اساس معیارهای زیر :
1- وفادار بودن به متن اصلی
2- روانی متن
3- نمرۀ فیلم و Rate آن ( هرچه نمره بالاتر و Rate پائین تر باشد امتیاز مثبت محسوب می شود . )
4- دیالوگهای فیلم : سختی و آسانی
5- خطوط ترجمه شده
6- استفاده از کلمات رکیک و خارج از ادب
نفر اول ( در صورت استقبال وسیع تا 3 نفر برنده خواهیم داشت ) برنده خواهد شد .

جایزه :
اکانت  راپید شیر .

سایر اطلاعات تکمیلی در آینده اعلام خواهد شد .

Popularity: 1% [?]

پویانمایی

منتشر شده توسط تيرداد در آوریل - 20 - 2008

  270px-mahurisvg.png

انیمه (به ژاپنی: アニメ) نوعی پویانمایی که خاستگاه آن ژاپن است و به طور معمول بر مبنای مانگاها ساخته می‌شود. انیمه در واقع کوتاه شده واژهٔ انگلیسی animation (پویانمایی) است در ژاپنی.

 

 تاریخچه

تاریخ انیمه از اوایل سدهٔ ۲۰ آغاز می‌شود که فیلم‌سازان ژاپنی با واژه انیمیشن که در آن زمان در کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، ایالات متحده و روسیه استفاده می‌شد آشنا شدند. قدیمی‌ترین انیمه، انیمه‌ای است ۳ ثانیه‌ای از یک ملوان در سال ۱۹۰۷. برخلاف آمریکا، فیلمسازی ژاپن به صورت سازمانی کوچک بود که با مشکلاتی از قبیل کمبود بودجه، مکان و محدودیت دست به گریبان بود. با مطرح شدن انیمیشن، هنرمندان قادر به ساخت هر نوع کاراکتر و صحنه‌ای شدند. در طی دهه ۷۰، درصد محبوبیت مانگا بسیار بالا رفته بود که معمولاً بعداً انیمیشنی بر اساس آنان نیز ساخته می‌شد. از کارهای اوسامو تزوکا (Osamu Tezuka) که بعداً معروف به «افسانه» و «خدای مانگا» شد، می‌توان در این ضمینه نام برد. به‌خاطر این چنین فعالیت‌هایی انیمه امروز به عنوان یک هنر شناخته می‌شود . برای مثال، نوع روبات‌های بزرگ که با نام مکا (Mecha) شناخته می‌شود، با تزوکا شروع، توسط گو ناگای (Go Nagai) و… رشد پیدا کرد و با یوشیوکی تومینو (Yoshiyuki Tomino) متحول شد. انیمه‌های رباتیک مانند گاندم و ماکروس در دهه ۸۰ به عنوان کلاسیک‌های این نوع نام گرفتند و این نوع انیمه هنوز هم یکی از مطرح‌ترین انواع انیمه هستند. در دهه ۸۰، انیمه در رسانه‌های ژاپن قبول و به‌سرعت به یک رشته تولید موفق تبدیل شد.

 مانگا به معنای صنعت کمیک‌استریپ و یا نشریات کارتونیست که در کشور ژاپن رونق فراوانی دارد و از دههٔ ۱۹۵۰ به بعد شروع به گسترش کرد.

مشخصهٔ بارز مانگا شخصیت‌های کارتونی هستند که اغلب دارای ویژگی‌های خاصیند که از دیگر کاراکترها متمایز می‌شوند،نمونه‌ای از یک شخصیت کارتونی مانگا همانند اغراق بیش از حد در اندام‌های بدن که در اکثریت آن‌ها چشمهای بزرگ به‌همراه دهان و بینی کوچک مشاهده می‌شود.

جالب محبوبیتی‌است که این کاراکترها بین مردم پیدا کرده‌اند بطوری که نصف انتشارات ژاپن اختصاص به مجلات کمیک‌استریپ پیدا کرده و محدود به طیف خاصی از اجتماع ژاپن نمی‌شود.

واقعیت آن است که کمیک‌استریپ متعلق به کشور آمریکا بوده که در جنگ جهانی وارد ژاپن شده و ژاپنی‌ها گوی سبقت را از آمریکایی‌ها ربوده‌اند و مانگا را تبدیل به نماد فرهنگی و هنری کشور خود کرده‌اند. شخصیت‌های آمریکایی معمولاً خشن و دارای صحنه‌های اکشن بوده ولی برعکس کاراکتر‌های ژاپنی دارای لطافت و نرمی می‌باشند.

مانگاها ابتدا در مجله چاپ می‌شدند، ولی بعدها به خاطر محبوبیت قابل توجهی که پیدا کردند به صورت کتاب (Tankōbon) درآمد. به مؤلفین و یا طراحان مانگا، مانگاکا (Mangaka) گفته‌می‌شود.

مؤثرترین فرد در رشد مانگا اوسامو تزوکا (Osamu Tezuka) است که می‌توان گفت مانگای مدرن، شبیه به چیزی که امروز به مانگا استایل (manga style) معروف است را بوجود آورد.

در ابتدا مانگاها مخصوص بچه‌ها نوشته می‌شدند و در مجله‌های بچه‌ها چاپ می‌شدند که با کارهای متفاوت تزوکا در سبک‌های مختلف باعث شد که ردهٔ سنی مخاطبین گسترش پیدا کنند. مانگاهای اولیه ارزش هنری زیادی نداشتند ولی با پیدایش سبک‌های جدید و با ارزش‌های هنری بیشتر (مثل Gekiga و غیره) ارزش هنری بیشتری پیدا کرد، بطوری که حتی سبک مانگا اشخاصی چون فرانک میلر (Frank Miller) ر هم تحت تأثیر قرار داد.

به تدریج مفاهیم غیر اخلاقی (نظیر خشونت زیاد) نیز به ژانرهای مانگا افزوده شد، به طوری که امروزه کتاب فروشی‌ها، مانگاهای خاصی را تنها به گروه های  سنی خاصی می‌فروشند.

 

 برخی انیمه‌های مهم پخش شده در ایران

    * فوتبالیست‌ها

یکی عکس تبلیغی از مجموعه

فوتبالیست‌ها (به ژاپنی: がんばれ!キッカーズ Ganbare, Kikkāzu!‎)نام یک مجموعه مانگا به طراحی نوریاکی ناگایی است که از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۹ در مجله کروکرو در ژاپن منتشر می‌شد. بر اساس این مانگا، یک مجموعه انیمه ۲۶ قسمتی به سال‌های ۱۹۸۶-۱۹۸۷ تولید شد. این مجموعه در ژاپن نتوانست بینندگان زیادی را جلب کند، (شاید به دلیل رقابت با کاپیتان سوبا که همزمان با این مجموعه پخش می‌شد.) و پس از ۲۱ قسمت، پخش آن در ژاپن متوقف شد. در ایران این مجموعه با حذف چندین شخصیت کلیدی داستان، از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی به صورت ناقص (کمتر از ۲۱ قسمت) پخش شد.
* کاپیتان سوبا
* دژ فضایی
* چوبین

 

  برگرفته از ویکی پدیا

 

Popularity: 1% [?]

پدرخوانده

منتشر شده توسط تيرداد در آوریل - 16 - 2008

پدرخوانده :پدرخوانده (به انگلیسی: The Godfather) فیلمی داستانی-جنایی و برندهٔ جایزه اسکار به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا، محصول سال ۱۹۷۲ کمپانی آمریکایی پارامونت است که بر اساس رمانی به همین نام از ماریو پوزو که در سال ۱۹۶۹ نوشته شده، ساخته شده است. فیلمنامهٔ این اثر حاصل همکاری مشترک فرانسیس فورد کاپولا و ماریو پوزو است.

ماجرای فیلم بین سال های ۱۹۴۵ تا۱۹۵۵ اتفاق می افتد و داستان فیلم درباره خانواده مافیایی کورلئونه می باشد. در فیلم ستارگانی همچون مارلون براندو، آل پاچینو، رابرت دووال، دایان کیتن و جیمز کان نقش آفرینی می کنند.

این فیلم خیلی زود مورد توجه منتقدان و تماشاگران عام، نه تنها در ایالات متحده که در تمام نقاط جهان، قرار گرفت. چندی نگذشت که محبوبیتی بی‌نظیر کسب کرد تا آنجا که حال مقام نخست را در فهرست ۲۵۰ فیلم برتر وب‌گاه «IMDb» دارد.

به دلیل استقبال فوق‌العاده تماشاگران از این فیلم، دو سال بعد از اکران آن، قسمت دیگری از این فیلم به نام پدرخوانده: قسمت دوم و در سال ۱۹۹۰ نیز قسمت سوم این فیلم با نام پدرخوانده: قسمت سوم ساخته شد.

بازیگران :

* مارلون براندو (دون ویتو کورلئونه)
* ال پاچینو (مایکل کورلئونه)
* جیمز کان (سانی کورلئونه)
* ریچارد کاستلانو (پیت کلمنزا)
* رابرت دووال (تام هاگن)
* استرلینگ هایدن (کاپیتان مک کلوزکی)
* تالیا شایر (کانی کورلئونه)
* جان کازال (فردو کورلئونه)
* سیمونتا استفانی (آپولونیا ویتلی کورلئونه)
داستان فیلم : فیلم در جشن عروسی کانی، دختر دون ویتو کورلئونه، با کارلو ریزی در لانگ بیچ نیویورک، در لانگ آیلند در اواخر تابستان ۱۹۴۵ شروع می شود. وقت پدرخوانده برای شنیدن خواهشهای دوستان و زیردستان چاپلوس پر شده است. یکی از این خواهش ها را پسرخوانده او، جانی فونتین خواننده (که گویی شخصیت او از فرانک سیناترا الهام گرفته شده است) مطرح می کند. او به نفوذ کورلئونه برای گرفتن یک نقش در فیلمی که توسط جک ولتز تهیه می شود، احتیاج دارد. دون کورلئونه به او اطمینان خاطر می دهد که همه چیز را درست کند. در این میان، کوچک‌ترین پسر دون، مایکل، که از خدمتش در جنگ جهانی دوم بازگشته، برای دوست دخترش کی آدامز تعریف می کند که چگونه پدرش رقیبان خود را در شب ازدواج دخترانشان مجبور می کرده است: «لوکا براسی یک اسلحه بر شقیقه ی آنها می گذاشت و پدرم می گفت که یا امضایشان، و یا مغزشان روی قرارداد می آید.» و ادامه می دهد که: «این خانواده من است کی، نه من.»

کمی بعد، وکیل خانواده، تام هاگن وارد فیلم می شود. او بی خانمانی آلمانی-ایرلندی، و دوست پسر بزرگ دون کورلئونه، سانی بوده است. دون، هاگن را در کودکی به خانه آورده و مانند پسر خودش او را بزرگ کرده است. حال در بزرگسالی او وکیل شخصی و محرم اسرار خانواده است.

بعد از جشن، هاگن به هالیوود می رود و از رییس استودیو، ولتز می خواهد که فونتان را در فیلم به بازی بخواند. ولتز پس از آنکه متوجه می شود هاگن برای دون کار می کند، او را به عمارت خود دعوت می کند. خود هاگن در ابتدا خیلی مایل نیست که به نام کورلئونه اشاره کند، و می گوید: «دوست ندارم از نام او استفاده کنم، مگر اکیداً لازم باشد.» ولتز در تکمیل مهمان نوازی خود گردشی در چمن های اطراف ترتیب می دهد و اسب مسابقه ای قهرمان و بسیار محبوبش، خارتوم، را به او نشان می دهد. هاگن از طرف دون کرلئونه به ولتز برای پایان دادن به اعتصاب کاری که در حال از هم گسیختن استودیو بود، پیشنهاد کمک می دهد و اضافه می کند که دون لطف او را تا ابد فراموش نخواهد کرد. این خدمت دون در ازای واگذاری نقش کلیدی فیلم به فونتان است. ولتز که هنوز از فونتان به خاطر رابطه اش با هنرپیشه ی جوانی که وی برای شکوفایی و موفقیتش وقت و پول زیادی صرف کرده بود، بسیار عصبانی است، این پیشنهاد را نمی پذیرد. ولتز فونتان را به این خاطر سرزنش می کند که باعث شده بود این هنرپیشه آینده دار قبل از آنکه توسط او به یک ستاره تبدیل شود ازدستش در برود و غضبناک هاگن را از منزلش بیرون می کند. هاگن آماده می‌شود که به نیویورک برگردد و می گوید: «آقای کورلئونه شخصی هستند که اصرار دارند خبر بد را بلافاصله بشنوند.» صبح روز بعد، وقتی که ولتز از خواب برمی خیزد، سر بریدهٔ اسب اصیلش را در تختخواب خود می بیند.

وقتی که تام به نیویورک برمی گردد، خانواده در حال معامله با ویرجیل سولوتزوی ترک، یک دلال با نفوذ هروئین هستند. سولوتزو از دون کورلئونه تقاضای حمایت سیاسی و یک میلیون دلار پول برای واردکردن عمده هروئین و پخش آن می کند. دون کورلئونه به او توضیح می دهد که اگر از آن شخصیتهای سیاسی که او آنها را دوست خود می شمارد، برای اموری که از نظر آنها غیر اخلاقی است، کمک بخواهد، آنها از پشتیبانی خانواده حتی در گناه های «بی ضرر» (قمار، قاچاق روسپی و مشروب) هم شانه خالی خواهند کرد. علیرغم قول سولوتزو مبنی بر برگشت خیلی خوب پول، دون کورلئونه وارد معامله نمی شود، اما سانی بی تجربه برخلاف پدرش به این معامله اظهار علاقه می کند. لوکا براسی، انتقام گیر وفادار دون کورلئونه ماًمور جمع آوری اطلاعات از خانواده تاتاگلیا از حامیان سولوتزو می شود. او خیلی زود توسط آنها کشته می شود. پس از امتناع دون کورلئونه، تام هاگن توسط سولوتزو دزدیده می شود. خود دون، اندکی پس از خرید میوه از یک دکه مورد حمله مسلحانه قرار می گیرد. با این تصور که دون کورلئونه از بین رفته است، سولوتزو هاگن را راضی می کند که به سانی همان پیشنهادی را بدهد که خود او قبلا به پدرش داده بود. پس از آزادی هاگن، سانی از قبول پیشنهاد سرباز می زند و قول می دهد که برای تلافی سوء قصد به جان پدرش، که به هر نحو زنده مانده بود، با تمام قوا با تاتگلیاها بجنگد. اکنون خانواده کورلئونه خود را برای جنگ شدید احتمالی با سایر خانواده ها نیز آماده می کند و سایر خانواده های مافیا برای جلوگیری از یک درگیری ویرانگر، علیه کورلئونه ها جبهه می گیرند. در حالیکه کورلئونه ها جمعند و تلاش می کنند با لوکا براسی تماس بگیرند، جلیقه براسی به دستشان می رسد، جلیقه ای که دور یک ماهی مرده پیچیده شده. یک پیغام سیسیلی: «لوکا براسی با ماهی ها می خوابد.»

کاپورژیم دون کورلئونه، پیتر کلمنزا ،دستور کشتن راننده دون، پائولی گاتا را می دهد؛ چون سانی یقین کرده بود که پائولی، دون را به دشمن لو داده. اما در روزی که این قتل برنامه ریزی شده بود، پائولی به بهانه بیماری سر کار نیامده بود، و در نتیجه فردو باید به جای او رانندگی می کرد.

مایکل، که در تجارت خانواده وارد نشده است، و خانواده های دیگراو را به چشم یک غیرنظامی می بینند برای عیادت پدرش به بیمارستان می رود. ولی هیچ اثری از افراد پدرش که باید برای محافظت از او کشیک بدهند، نمی بیند. بدین ترتیب متوجه می شود که برای شلیک مجدد به پدرش، دوباره برنامه ای ریخته شده. پرستار را راضی می کند که پیر مرد را به اتاق دیگری انتقال دهند. در همانجا به پدرش می گوید: «من اینجا هستم. من الان با شما هستم.» و اشک از چشمان دون جاری می شود. مایکل با اینکه کمک خواسته، نگران این است که قبل از رسیدن کمک اتفاقی بیافتد. او، انزوی بیگناه را که برای ادای احترام به بیمارستان آمده بود به خدمت خود می گیرد. به او می گوید که بیرون بیمارستان در کنار او بایستد و تهدیدگرانه خود را مسلح جلوه دهد. بعد از مدتی ماشین های پلیس به سرکردگی سروان مک کلاسکی فاسد از راه می رسند. مایکل مک کلاسکی را به آدم سولوتزو بودن متهم می کند، و او هم با یک مشت فک مایکل را می شکند. مایکل در عین بیگناهی در شرف دستگیری است که تام هاگن با کاراگاهان خصوصی از راه می رسد. آنها مک کلاسکی را تهدید می کنند که اگر در کارشان دخالت کند، حکم دادگاه را اجرا می کنند. مک کلاسگی صحنه را واگذار می کند و دون در امنیت قرار می گیرد.

تارنمای ویکی پدیا

Popularity: 2% [?]

زیرنویسThe Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford

منتشر شده توسط تيرداد در آوریل - 13 - 2008

بالاخره اولین همکاری مشترک سروش و بنده رقم خورد . فیلم The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford در گونۀ ( ژانر ) وسترن با بازی براد پیت و به کارگردانی آندرو دومینیک که پیش از این در همین تارگاه ( وبلاگ ) معرفی شده بود ( برای مطالعۀ این یادداشت اینجا را بفشارید . ) زیرنویس شد . فیلمی بسیار زیبا که دیدنش را به همۀ شما دوستداران سینما توصیه می کنم ( دیگه دنیای تصویری هم نیست که ویژه نامه تهیه کنه ، یادش بخیر ! ) . این زیرنویس مناسب نسخه های DvDrip[Eng]-FXG و نسخۀ DVDRip.XviD-SAPHiRE ( نسخۀ 2 حلقه ای ) با قالب sub/idx هست . در ترجمۀ زیرنویس سعی شده تمامی خطوط بدون حذف و بیشترین وفاداری ترجمه بشه اگرچه مانند همیشه اشکالاتی هست .

اما گروه ترجمه نیز مشغول کار بر روی City of God محصول سال 2002 با نمرۀ دریافتی 8.7 از 10 هستند . امیدواریم که بزودی اینکار حاضر و به شما عرضه بشه . فیلمی زیبا و ماندگار که حتماً با زیرنویس صد چندان خواهد شد .

شما نیز می توانید با پیوستن به گروه ترجمه به فرآیند ترجمه کردن شتاب بخشیده و دین خود را ادا کنید .

Popularity: 1% [?]

Upload Center

منتشر شده توسط تيرداد در آوریل - 12 - 2008

بخش پنجم تارنمای زیرنویس پارسی راه اندازی شد . صاحبان زیرنویس یا کسانی که زیرنویس را هماهنگ یا اصلاح ( با شرط ذکر مولف و منبع ) کرده باشند می توانند به راحتی در این بخش زیرنویس Upload و سپس پیوندش را در اختیار ما یا دوستان قرار بدهند که پس از تائید آن در بخش بارگذاری قرار خواهد گرفت . دوستانی در انجمن پرسیده بودند چرا مانند تارنماهای دیگر عمل نمی کنیم که هر شخص بتواند خودش زیرنویس را Upload کند و زیرنویس در صفحۀ مورد نظر نشان داده شود ؟ پاسخ این است که برای حفظ حقوق مولف در حال حاضر این امکان وجود ندارد . زیرا تعداد کمی از دوستان زیرنویس دیگران را برداشته و به نام خود می زنند . اینکار در تضاد با روح تارنما و هدف اصلی آن ست . به همین خاطر تصمیم گرفتیم بخش  Upload Center را راه اندازی کنیم که هم فاصلۀ ما و کاربران کمتر شود و هم فرصت برای مشارکت بیشتر کاربران فراهم شود . امیدوارم بخش جدید مانند بخش های دیگر مورد استقبال و توجه شما قرار گیرد .

نشانی بخش جدید :http://www.farsisubtitle.com/upload

Popularity: 1% [?]




ابر واژه‌ها



آگهي‌هاي تجاري



درباره من

There is something about me..

توئيتر

    تصاوير

    Activate the Flickrss plugin to see the image thumbnails!