روزی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامدست فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد منه
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
چه کسی باور می کند این سخن درناپایداری زمانه، از لبان کسی تراویده که دقیق ترین سنجش زمانه در تاریخ بشر را بدست داده است؟ همانی که تقویم روی میزمان یادگار جاودانه اوست: ابوالفتح عمربن ابراهیم خیام نیشابوری.
این منجم، ریاضیدان و شاعر بزرگ احتمالا در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور چشم به جهان گشود و در سال ۵۱۷ هجری قمری در ۷۸ سالگی درگذشت. وقتی که آمد، گاهشماری ایران با همه پیشینه درخشانی که داشت، پریشان بود و وقتی رفت، ایرانیان مفتخر به داشتن دقیق ترین تقویم جهان بودند؛ نه فقط در آن زمان که تا به امروز.
تنظیم تقویم جدیدی با مبدأ هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه و بر اساس سال خورشیدی، به سبب اختلالاتی بود که در سده پنجم هجری در گاهشماری ها وجود داشت.
پیش از اسلام و به روزگار زمامداری ساسانیان ( ۲۲۶ تا ۶۵۲ میلادی ) هر سال مرکب از ۳۶۵ شبانه روز در ۱۲ ماه بود. از آن جا که سال مداری یا حقیقی ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۹ ثانیه است و سال عرفی ساسانیان، سرراست ۳۶۵ روز بود، هر ۴ سال یک بار، سال عرفی از سال حقیقی یک روز عقب می افتاد و نوروز با اول فروردین برابری نداشت. همچنین هر ۱۲۰ سال یک بار، سال عرفی یک ماه از سال حقیقی عقب تر بود.
منجمان ساسانی چاره کار را در این دیدند که با گذشت هر ۱۲۰ سال، یک سال را به صورت چرخشی ۱۳ ماهه حساب کنند. یعنی بعد از ۱۲۰ سال اول، دو ماه فروردین و بعد از ۱۲۰ سال دوم، دو ماه اردیبهشت داشته باشند و به همین ترتیب تا ماه اسفند پیش بروند. این رویه تا پایان دوره ساسانی رواج داشت، اما پس از اسلام به فراموشی سپرده شد و انطباق سال عرفی با سال حقیقی به هم خورد.
در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقی (۴۶۵ تا ۴۸۵ هجری قمری) و وزارت خواجه نظام الملک توسی، احتمالا به اشاره خواجه، تصمیم گرفتند که به نابسامانی درگاهشماری پایان دهند و از این رو حکیم عمر خیام نیشابوری مأمور شد با همراهی گروهی از منجمان برجسته، محاسبات جدیدی را ترتیب دهد.
در آن زمان ، خیام که هنوز از مرز ۳۰ سالگی نگذشته بود، شهرت علمی درخور توجهی داشت و مورد احترام ملکشاه سلجوقی و خواجه نظام الملک بود. بدین سبب اصلاح تقویم به او واگذار شد.
تنظیم گاهشماری جلالی و زیج پیوسته به آن که زیج ملک شاهی خوانده شد، به احتمال زیاد در شهر اصفهان – پایتخت سلجوقیان – و بنابر گفته ای دیگر در ری یا نیشابور آغاز شد.
اعضای گروه تنظیم تقویم غیر از خیام عبارت بودند از ابومظفر اسفزاری، ابوعباس لوکری، محمد بن احمد معموری، میمون بن نجیب واسطی و ابن کوشک بیهقی مباهی.
همچنین عبدالرحمان خازنی (خدمتکار خزانهدار مرو) که به شکل غیرحرفه ای و بنا بر علقه های شخصی به پژوهش درباره تقویم سرگرم بود، در شهر مرو محاسبات جداگانه را به انجام رساند و یافته های علمی خود از جمله شیوه سنجش نوروز را برای گروه خیام فرستاد. بخشی از محاسبات خازنی از سوی گروه پذیرفته و به رسمیت شناخته شد.
اکنون از این نام ها که هریک ستارگانی در سپهر دانش بودند، چیز زیادی نمی دانیم و خیام را نیز بیشتر به اسباب و علل دیگر از جمله رباعیاتش می شناسیم . تقویم دقیقی هم که از زیر دست اینان بیرون آمد، به نام شاه زمانه، ملکشاه سلجوقی، تقویم جلالی خوانده شد؛ نه تقویم خیامی.
تقویم جلالی ، موفق شد که سال عرفی را با سال طبیعی تطبیق دهد . نه فقط نوروز ، درست در اول بهار یا به اصطلاح منجمان در نقطه اعتدال بهاری قرار گرفت ، بلکه تمام فصل های عرفی با فصل های حقیقی منطبق شدند.
این که امروزه در تقویم ایرانی یا همان جلالی ، بهار و تابستان ۹۳ روز است ، فصل پاییز ۹۰ روز دارد و زمستان ۸۹ روز حساب می شود ، برای این است که اول هر فصل عرفی دقیقا برابر با آغاز فصل حقیقی باشد.
سالی که با تقویم جلالی محاسبه می شود، برخلاف سال میلادی که در هر ۱۰ هزار سال ، نزدیک به سه روز با سال حقیقی اختلاف پیدا می کند، همواره مطابق با سال حقیقی است و هیچ گاه از آن عقب نمی ماند. از همین رو ، سال های کبیسه در تقویم جلالی ثابت نیستند و بر مبنای رصد سالانه تعیین می شوند.
به طور معمول هر چهار سال یک بار ، سال را کبیسه می گیرند، اما پس از گذشت ۲۸ یا ۲۹ سال، کبیسه گرفتن بعد از ۵ سال اجرا می شود؛ یعنی به جای آن که سال ۳۲ را کبیسه حساب کنند ، سال ۳۳ را کبیسه می گیرند.
تاریخ تأسیس تقویم جلالی، روز جمعه نهم رمضان سال ۴۷۱ هجری قمری بود. در این تاریخ، خیام کمابیش جوانی ۳۲ ساله بود. لابد در این ۳۲ سال دانش بزرگی اندوخته بود که می توانست دقیق ترین تقویم جهان را تنظیم کند؛ تقویمی که هزار سال پس از او هنوز به کار می آید و ارزش و اعتبارش کاستی نگرفته است.
این همه از دست کسی برمی آمد که دم را غنیمت می شمرد و مکرر در مکرر فانی بودن جهان را گوشزد می کرد. مردمان را به شاد زیستن فرامی خواند و از غم دنیا بر حذر می داشت. ثانیه ها و دقیقه ها و روزها و هفته ها و ماهها و سال ها را جملگی یک نفس عزیز می دانست؛ نفسی میان کفر تا به دین و ازعالم شک تا به یقین و می خواست که این یک نفس را نه در سرگردانی که در شادمانی به سرآورد.
آن گاه که تقویممان بدست خیام ورق می خورد و نوروز خرامان از راه می رسد، او نیزپای سفره هفت سین در شادیمان شریک است و طنین صدایش از ورای قرون و اعصار به گوش جان می رسد:
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ساده رخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
برگرفته از BBC بخش پارسی
ارسال شده در معرفی مشاهیر ~ بدون پاسخ
{ چهارشنبه،۲۹/اسفند/۱۳۸۶ }
جک نیکلسون
ستاره ای با لبخند قاتل

پشت این چشم ها هر جور احساسی می تونه باشه. می دونی که این احساس وجود داره اما نمی دونی که چیه و چه جوری و چه زمانی فوران می کنه. جک نیکلسون می تونست از وجود چنین احساسی مطمئنت کنه و در عین حال نوع و شکل بروزش رو لو نده. اینو می تونید توی نقش آفرینی هاش بخصوص محله چینی ها پیدا کنید.ستاره های زیادی هستن که نقش آدم بدهای تاریخ سینما رو بازی کردن
اما هیچ کدومشون مثل جک نیکلسون توی فیلم درخشش نمی تونه تعلیق و دلهره رو تا اعماق وجودت وارد کنه، اونم فقط با لبخند و نگاه. باید خدا خیلی ما رو دوست داشته باشه که راه همچین خنده ای رو به زندگی ما هم باز کنه. یه جور ولنگاری و بی تفاوتی خاصی توی چهره اش وجود داره که حاضر نیستی دیدن اونو با هیچ چیز دیگه ای توی دنیا عوض کنی
با فیلم پرواز بر فراز آشیانه فاخته بود که دنیا سرانجام متوجه شد که نیکلسون با اون لبخندهای شیطانی هر کاری که بگه از دستش بر میاد. حضور حیرت انگیز او در این فیلم شاید یک روز باعث تقسیم بندی تاریخچه بازیگری به قبل و بعد از نیکلسون بشه. شک نیست که او به عنوان بازیگری شناخته شده که همچون مارلون براندو و جیمز دین در ناخودآگاه مردم جا خوش کرده
به چشم هزاران نفر از طرفدارانش اون جک نیکلسونه، ستاره ای با لبخند قاتل …
بیوگرافی کوتاه
جان جوزف نیکلسون ملقب به جک نیکلسون و با نام مستعار بچه مالهلند در ۲۲ آوریل ۱۹۳۷ میلادی در منهتن نیویورک در آمریکا به دنیا اومد. در دوران بچگی پدرش خانواده را ترک گفت و او با این باور که مادر بزرگش، مادر او و مادرش، خواهر بزرگترشه بزرگ شد. حقیقت وقتی آشکار شد که محققان مجله تایم داستان زندگی جک رو آماده می کردن. جک نیکلسون به مدت ۱۷ سال با ستاره سینمای آمریکا آنجلیکا هاستن رابطه داشت که در سال ۱۹۹۰ این رابطه به جدایی ختم شد، بعد از اینکه بچه جک رو توی شکم ربکا براوسارد پیدا کردن!
به این نشانه ها می شناسنش
خنده معروفش
عینک دودی ای که در همه حال همراهشه
اینکه کلمات رو به صورت آهسته و کشیده بیان می کنه
اکثراً نقش آدم های فریبنده و دارای اختلالات روانی رو بازی می کنه
فیلموگرافی
جک نیکلسون بالغ بر ۷۱ فیلم سینمایی و اپیزود های تلویزیونی بازی کرده. کارنامه او پر از شاهکارهای سینماییه که تعدادی از اون ها در ادامه مطلب معرفی شده:
۱) Easy Rider (1969)
Five Easy Pieces (1970) (2 پنج تکه آسان
۳)The Last Detail (1973)
Chinatown (1974) (4 محله چینی ها
۵) (Profession: reporter (1975 حرفه: خبرنگار
۶) (One Flew Over the Cuckoo’s Nest (1975 پرواز بر فراز آشیانه فاخته
۷) The Missouri Breaks (1976)
The Shining (1980) (8 درخشش
۹) (The Postman Always Rings Twice (1981 پستچی همیشه دوبار زنگ می زند
۱۰) Ragtime (1981)
Terms of Endearment (1983) (11 قواعد مهرورزی
۱۲) Prizzi’s Honor (1985)
Batman (1989) (13
A Few Good Men (1992) (14 چند مرد خوب
۱۵) (Wolf (1994 گرگ
۱۶) (As Good as It Gets (1997 بهترین شکل ممکن
۱۷) (About Schmidt (2002 درباره اشمیت
۱۸) Something’s Gotta Give (2003)
The Departed (2006) (19 مرحوم
۲۰) The Bucket List (2007)

پشت صحنه
- در سال ۱۹۹۷ توسط مجله امپایر بریتانیا به عنوان ششمین ستاره برتر سینما در تمام دوران انتخاب شد
- در سال ۱۹۹۴ جایزه یک عمر فعالیت هنری رو از انجمن فیلم آمریکا دریافت کرد.
- فرزندان جک: جنیفر نیکلسون از ساندرا نایت، کیلب از سوزان آنسپک، هانی هولمن از وینی هولمن مدل دانمارکی، لورین و ریموند نیکلسون از ربکا براوسارد.
- اسکاری رو که برای فیلم As Good As It Gets در سال ۱۹۹۷ برد به جی تی والش اهدا کرد. همبازی او در فیلم A few Good Men 1992 که مدتی قبل از مراسم اسکار ۱۹۹۸ درگذشت.
- در مالهلند درایو کالیفرنیا معروف به بد بوی درایو زندگی می کنه. معروفیت این منطقه به این خاطر هست که دوتا از بد بوی های قدیمی هالیوود هم در این منطقه زندگی کرد ان، وارن بیتی و مارلون براندو.
- از طرفداران دو آتیشه تیم بسکتبال لوس آنجلس لیکرز هست. به همین خاطر سازندگان فیلم باید برنامه فیلم برداری رو با مسابقات تیم لیکرز هماهنگ کنن!
- به همراه داستین هافمن و وارن بیتی از نامزدهای بازی در نقش مایکل کورلئونه در فیلم پدر خوانده بودن که نقش به آل پاچینو رسید.
- جک نیکلسون علاوه بر لبخندش خونه نفرین شده ای هم داشت، طوری که باعث شد رومن پولانسکی پس از اقامت توی خونه نیکلسون برای همیشه از آمریکا فرار کنه! داستان از این قراره که پس از فیلم محله چینی ها به دلیل رفاقتی که بین ایندو پیش اومده بود نیکلسون خونه اش رو در اختیار پولانسکی قرار میده و رومن پولانسکی ندید بدید! هم پس از چند روز به جرم ب/چ/ه ب/ا/ز/ی محکوم میشه که قبل از دستگیری به اروپا پناه می بره، جوری که حتی حاضر نمیشه به خاطر اسکاری که برای پیانیست در سال ۲۰۰۲ برد رو دریافت کنه!
- سه فیلمی که نیکلسون برای اونا جایزه اسکار رو تصاحب کرد برنده جایزه بهترین بازیگر زن هم شدن: لوییس فلچر در پرواز بر فراز آشیانه فاخته، شرلی مک لین برای قواعد مهرورزی و هلن هانت در فیلم بهترین شکل ممکن
- رفیق نون و نمک دنی دوویتو هستش! بستگان اونا یه آرایشگاه رو با هم اداره می کنن
- یه کلکسیون شگفت انگیزاز کارهای پیکاسو رو جمع آوری کرده
- بازی در برخورد نزدیک از نوع سوم استیون اسپیلبرگ رو رد کرد، چ.ن فکر می کرد که جلو های ویژه فیلم هر بازیگری رو تحت اشعاع قرار میده.
- جک نیکلسون برای بازیگری در ۵ دهه نامزد دریافت جایزه اسکار شده(۶۰، ۷۰، ۸۰، ۹۰، ۲۰۰۰)
- خودش گفته که بهترین بازی هاش رو در فیلم های One Flew Over the Cuckoo’s Nest (1975), Batman (1989), Hoffa (1992) and As Good as It Gets (1997) ارائه کرده.
پرواز بر فراز آشیانه فاخته هفدهمین فیلم در لیست ۱۰۰ فیلم الهام بخش سینمای آمریکا معرفی شده.
- قرار بود در فیلم جن گیر، سکوت بره ها و روی خط آتش و چند فیلم دیگه هم بازی کنه
- نقش افرینی او در فیلم درخشش(Shining) در رکینگ انجمن فیلم آمریکا برای ۱۰۰ مرد شرور و بد ذات رتبه ۲۵ رو داره.
از میان گفته های او
- همه ما فرزندان براندو هستیم.
- وقتی که نقش رو خوندم، فهمیدم که برای اون اسکار می گیرم( قواعد مهرورزی)
- شما فقط به دو نفر دروغ میگید: دوست دخترتون و پلیس!
- من دیگه دیوونه نیستم، چیزهای خوب بالاخره یه روزی تموم میشن
- شعار من اینه: اوقات خوب بیشتر.
- همه کارگردان ها از من با التماس درخواست می کردن که:” جک، نمی توی یه خرده تندتر صحبت کنی؟” اینو که می گفتن من جوش می آوردم. وقتی که رومن اینو گفت و من گله کردم، اون گفت:” جک، فیلمنامه بیشتر از صد صفحه داره. برای اینکه بتونیم فیلمو تموم کنیک باید یه خرده تندتر صحبت کنی!” ( رومن پولانسکی کارگردان او در محله چینی ها بود )
- آبجو بهترین نوشیدنی لعنتی توی دنیاست.

عکسی بی نظیر از پشت صحنه فیلم مسافر
آنتونیونی با نوار فیلم روی سر نیکلسون
حلقه قدیسان را نشان می دهد
آیا براستی او یک فرشته بود؟
برخی دستمزدهای او در فیلم ها
About Schmidt (2002)
$10,000,000
The Pledge (2001)
$10,000,000
As Good as It Gets (1997)
$15,000,000
Wolf (1994)
$13,000,000
Hoffa (1992)
$10,000,000
A Few Good Men (1992)
$5,000,000
Batman (1989)
$60,000,000
The Witches of Eastwick (1987)
$6,000,000
The Missouri Breaks (1976)
$125,000 + 10% of فروش فیلم
One Flew Over the Cuckoo’s Nest (1975)
$1,000,000 + 15% سود فروش فیلم
On a Clear Day You Can See Forever (1970)
$12,500
نوشته شده توسط: سروش
ارسال شده در معرفی مشاهیر ~ ۲ پاسخ
آلفردو جیمز پاچینو در نیویورک دیده به جهان گشود و پدرش سالواتور پاچینو (زاده شهر کورلئونه) کارمند شرکت بیمه و مادرش رز پاچینو (دارای تبار آمریکایی-ایتالیایی) خانهدار بود. والدین او هنگامی که او بچه بود از هم جدا شدند. پدربزرگ و مادربزرگ او در اصل اهل سیسیلی بودند.
وی در دوران جوانی و در حالی که بیش از ۲۲ سال از بهار زندگیاش نمیگذشت مادرش را از دست داد. پاچینو پیش از مرگ مادرش، زندگی چندان لذت بخشی را پشت سر نگذاشته بود و چون والدینش خیلی زود از هم جدا شده بودند، مجبور شد به همراه مادرش به خانه پدربزرگش نقل مکان کرده و در آنجا اقامت کند.
ورود او به عرصهٔ بازیگری را باید سال ۱۹۶۹ دانست. پاچینو در این سال در فیلم ناتالی و من بازی کرد و دو سال پس از آن نیز ایفای نقشی در وحشت در نیلی پارک را پذیرفت. اما بازی در این دو فیلم هرگز او را راضی نکرد تا اینکه فرانسیس فورد کاپولا تصمیم به ساخت یکی از شاهکارهای تاریخ سینما یعنی فیلم پدرخوانده گرفت و نقش «مایکل کورلئونه» به او واگذار شد. رابرت ردفورد و جک نیکلسون و جمعی دیگر از بازیگران معروف سینما مورد آزمایش قرار گرفتند. اما کاپولا فقط پاچینو را انتخاب کرد. پاچینو برای این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد که به آن نرسید.
در سال ۱۹۷۳ او در فیلمهای مترسک و سرپیکو بازی کرد. در مترسک نقش آدمی سرگشته را داشت که در پی هویت خویش است و در سرپیکو نیز یک پاچینوی تمام عیار بود. وی در این فیلم نقش فرانک سرپیکو افسر پلیسی را بازی کرد که فساد افسران مافوق خود را افشا میکند. پاچینو در همان سال بار دیگر نامزد دریافت اسکار شد اما باز هم این جایزه نصیبش نشد. اما منتقدان، جایزهٔ گلدن گلاب را به سبب بازی در سرپیکو به وی اهدا کردند.
از دیگر بازیهای چشمگیر پاچینو میتوان به حضورش در فیلمهای پدرخوانده ۲ (۱۹۷۴)، بعد از ظهر سگی(۱۹۷۵) و فیلم و عدالت برای همه(۱۹۷۹) اشاره کرد. پاچینو برای بازی در همه این فیلمها نامزد اسکار شد ولی مورد بی مهری اعضای اسکار قرار گرفت. او میگوید: «من برای اسکار بازی نمیکنم، چون بازیگری عشق من است، عشقی که هرگز نمیتوانم رهایش کنم».
او برای بازی در فیلم هایی چون کرامر علیه کرامر(۱۹۷۹)، اینک آخرالزمان، متولد چهارم جولای(۱۹۸۹) دعوت شد ولی او این پیشنهادها را قبول نکرد. هنگامی که کاپولا برای فیلم اینک آخرالزمان او را دعوت کرد، پاچینو در یک جمله پاسخ منفی به او داد: «من با تو به جنگ نخواهم آمد».
دههٔ ۹۰ را برای باید دههٔ نوینی برای پاچینو دانست، زیرا او که پس از بازی در فیلم انقلاب (۱۹۸۵) مبتلا به ذات الریه شده و مدت چهار سال نیز از عالم سینما دور مانده بود، در فیلم دریای عشق (۱۹۸۹) بار دیگر خوش درخشید.از فیلمهای معروف او در این دهه میتوان به دیک تریسی، پدرخوانده ۳(۱۹۹۰)، فرانکی و جانی(۱۹۹۱)، گلن گری گلن راس(۱۹۹۲)، راه کارلیتو(۱۹۹۳)، التهاب(۱۹۹۵)، تالار شهر(۱۹۹۶)، وکیل مدافع شیطان، دنی براسکو(۱۹۹۷) و خودی (فیلم)(۱۹۹۸) اشاره کرد.اما برترین فیلم او در این دهه، بوی خوش زن در سال ۱۹۹۲ میباشد که جایزه اسکار را برایش به ارمغان آورد. او در این فیلم ایفاگر نقش مرد نابینایی بود که عشق به همنوع را به بهترین شکل ممکن بیان میکند. علاوه بر جایزهٔ اسکار، جایزه گلدن گلاب نیز برای این فیلم از سوی منتقدان، به او اعطا شد.زمانی که نقش شیطان در فیلم وکیل مدافع شیطان (۱۹۹۷) را ایفا کرد، همه بزرگان، نامداران و تماشاگران سینما و مردم عادی او را نابغه خواندند.
در سال ۱۹۹۶ از سوی انجمن گوتام جایزه ویژهٔ یک عمر فعالیت هنری نصیبش شد و پش از آن نیز از سوی فستیوال بین المللی فیلم سن سباستین اسپانیا، جایزه مشابهی به او اهدا شد. او در سال ۲۰۰۲ در فیلم بی خوابی نقش یک کاراگاه را بازی کرد که در تعقیب یک قاتل حرفهای است. تاجر ونیزی (۲۰۰۴) را باید بهترین فیلم او از سال ۲۰۰۰ به بعد دانست.
کمتر بازیگری در سینمای جهان میتوان سراغ گرفت که نظیر پاچینو قدرت بازی با چشم را داشته باشد. چشمان پاچینو قدرت صحبت کردن با مخاطب را دارد و میتوان برق خاصی را در دیدگان وی احساس کرد. این یکی از امتیازات منحصر به فرد او است و فیلم پدرخوانده ۲ اوج بازی وی با چشمهایش به شمار میرود. قدرت و تأثیر نگاه او صحنههای جاودانهای را در تاریخ سینمای جهان خلق کرده است. بهعنوان مثال بازی استثنایی او در سکانس مرگ سولاتسو و پلیس خیانت کار در فیلم پدر خوانده۱، استعداد بی نظیرش را به نمایش میگذارد.
پاچینو در بازیگری دارای سبک ویژهای است و به واقع سرشار از استعداد است و به خوبی میتواند ایفاگر هر نقشی باشد. نکتهٔ برجسته در بیشتر بازیهای او این است که مخاطب را با خود همراه میسازد. فرانسیس فورد کاپولا درباره او میگوید: «اگر کارگردان نمیشدم دوست داشتم یک پاچینو بودم». صدای گرم و دلنشین او در بازی به پاچینو کمک فراوانی میکند، گویی اعضای بدنش همه هنگام بازی واقعاً بازیگر هستند.
در میان ستارههای هالیوود، بازیگران انگشت شماری چون مارلون براندو را میتوان یافت که صدایی مانند او داشته باشند. پاچینو تاکنون ازدواج نکردهاست اما دارای سه فرزند است که یکی از آنان دختریی به نام جولی ماریاست (متولد ۱۹۸۸) که در پی رابطهٔ چندین سالهاش با مربی بازیگری آموزشگاه لی استراسبرگ، «جن ترنت»، به دنیا آمد و دو فرزند دیگرش دوقلوهایی با نامهای انتون و اولیویا هستند (متولد۲۰۰۱) که آنها نیز ثمرهٔ رابطه ناموفقش با «بورلی دی آنجلو» بودند.
آل پاچینو در زندگی شخصی خود چیزی برای مخفی کردن ندارد و شاید به همین دلیل نزد مطبوعات و روزنامهنگاران از محبوبیت ویژهای برخوردار است. او انسانی وارسته و درستکار است که همواره تلاش دارد به همنوعان خود، آن هم به هر شکل ممکن کمک نماید و همین موضوع سبب شده تا وی دوستداشتنی باشد.
فیلمشناسی
* ناتالی و من
* وحشت در نیلی پارک
* عدالت برای همه
* مترسک
* پدرخوانده
* پدرخوانده ۲
* پدرخوانده ۳
* انقلاب
* دیک تریسی
* گلن گری گلنراس
* راه کارلیتو
* التهاب
* تالار شهر
* دنی براسکو
* خودی (فیلم)
* دنی براسکو
* صورت زخمی
* خودی
* بوی خوش زن
* سرپیکو
* مخمصه
* روش کارلیتو
* وکیل مدافع شیطان
* بعدازظهر سگی
* کافه چینی
* بیخوابی
* اسلم وان
* مردمی که میشناسم
* گیگلی
* تازه سرباز
* فرشتگان در آمریکا
* تاجر ونیزی (فیلم، ۲۰۰۴)
* دو نفر برای پول
* ۸۸ دقیقه
* مشعل
* فرانکی و جانی
جوایز
* ۱۹۷۲ – نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد – پدرخوانده
* ۱۹۷۳ – نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد – سرپیکو
* ۱۹۷۴ – نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد – پدرخوانده ۲
* ۱۹۷۵ – نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد – بعدازظهر سگی
* ۱۹۷۹ – نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد – عدالت برای همه
* ۱۹۹۰ – نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد – دیک تریسی
* ۱۹۹۲ – نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد – گلن گری گلنراس
* ۱۹۹۲ – برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد – بوی خوش زن
* ۱۹۷۵ – برنده جایزه بفتا بهترین بازیگر نقش اول مرد – بعدازظهر سگی.
* ۱۹۷۵ – برنده جایزه بفتا بهترین بازیگر نقش اول مرد – پدرخوانده ۲.
* ۲۰۰۳ – برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد – فرشتگان در آمریکا.
* ۱۹۹۲ – برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد – بوی خوش زن.
* ۱۹۷۳ – برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد – سرپیکو.
برگرفته از ویکی پدیای فارسی
ارسال شده در معرفی مشاهیر ~ ۶ پاسخ
مرجان ساتراپی (متولد ۱۳۴۸ در رشت) نویسنده و انیماتور داستانهای مصور است. شهرت او بیشتر به خاطر رشته داستانهای مصور پرسپولیس است که جلد اول آن در سال ۲۰۰۰ به زبان فرانسوی چاپ شد. همچنین فیلم انیمیشنی پرسپولیس به کارگردانی ساتراپی و ونسان پارونو در سال ۲۰۰۷، جایزه هیأت داوران را از جشنوارهٔ فیلم کن دریافت کرد.
مرجان ساتراپی در سال ۱۳۴۸ در رشت به دنیا آمد. مادر وی نوه بزرگ ناصرالدین شاه است.
او در سالهای انقلاب ایران و جنگ ایران و عراق در تهران بزرگ شد و در سال ۱۹۸۳ در ۱۴ سالگی توسط خانواده به وین اتریش فرستاده شد.وی بعد از پایان دوران دبیرستان، برای تحصیلات دانشگاهی به ایران برگشت و پس از ازدواج و سپس جدایی، به استراسبورگ فرانسه رفت. ساتراپی اکنون ساکن پاریس است.
آثار :
رمان پرسپولیس
رشته کتابهای پرسپولیس شامل چهار کتاب است که تاکنون در فرانسه بیش از دویستهزار نسخه به فروش رسیدهاست.
این رمان به سبک زندگینامه خودنوشته بوده، شخصیت اصلی آن که راوی داستان است، دختری ایرانی است به نام مرجان. مرجان دختری است که در جریان انقلاب ایران و بحران جنگ
ایران و عراق به تشویق خانواده از کشور خارج شده و به اتریش میرود. این کتابها روایت جنگ و آوارگی، زندگی مهاجری در اروپا، بحرانهای مذهبی و سنتی جامعه ایران و حوادث انقلاب و جنگ هستند و تاریخ دههٔ بعد از جنگ ایران را از دید وی بیان میکنند.
فیلم پرسپولیس
فیلم پرسپولیس نخستین فیلم سینمایی مرجان ساتراپی است که در سال ۲۰۰۷ در فرانسه و بر اساس داستان مصور پرسپولیس ساخته شدهاست.
این فیلم جایزه هیأت داوران جشنواره بینالمللی فیلم کن در سال ۲۰۰۷ میلادی را به خود اختصاص داد.
وی هنگام دریافت جایزه عنوان داشت که آن را به مردم ایران اهدا میکند.
این فیلم از سوی برخی نهادهای دولتی و خصوصی رسانهی ایران، به عنوان اثری «ضد ایرانی» و «ضد اسلامی» معرفی شده است.
فهرست کتاب ها

پرسپولیس I، نشر به فرانسه: ۲۰۰۰
پرسپولیس II، نشر به فرانسه: ۲۰۰۱
پرسپولیس III، نشر به فرانسه: ۲۰۰۲
پرسپولیس IV، نشر به فرانسه: ۲۰۰۳
دیوها از ماه میترسند، نشر به فرانسه: ۲۰۰۱
قلابدوزیها، نشر به فرانسه: ۲۰۰۳
خورشت آلو با مرغ، نشر به فرانسه: ۲۰۰۴
برگرفته از تارنمای Wikipedia توسط amirkhan63
ارسال شده در معرفی مشاهیر ~ ۷ پاسخ