دشمنان مردم (Public Enemies)

{ سه شنبه،۸/مرداد/۱۳۸۷ }

دشمنان مردم
کارگردان: مایکل مان (Michael Mann)
نویسندگان: رونان بنت (Ronan Bennett)
آن بیدرمن (Ann Biderman)
مایکل مان (Michael Mann)
تهیه کنندگان: مایکل مان (Michael Mann)
کوین میشر (Kevin Misher)
موسیقی: الیوت گلدنتال (Elliot Goldenthal)
فیلمبردار: دانته اسپینوتی (Dante Spinotti)
بازیگران: جانی دپ (johnny Depp)
کریستین بیل (Christian Bale)
ماریون کوتیارد (Marion Cotillard)
چانینگ تاتوم (Channing Tatum)

ژانر: جنایی، درام
شرکت پخش کننده: یونیورسال پیکچرز ((Universal Pictures
محصول: ۲۰۰۹ آمریکا
تاریخ اکران: ۱ جولای ۲۰۰۹ (۱۱ تیر ماه ۱۳۸ 8)

درباره فیلم
“دشمنان مردم” فیلمی در ژانر درام، جنایی می باشد که از رمان “دشمنان مردم: عظیم ترین موج جنایت و تولد FBI” اثر “برایان بورو” اقتباس شده است و “مایکل مان” را به عنوان کارگردان در پشت صحنه فیلم همراه دارد. این فیلم اولین همکاری “مایکل مان” و “جانی دپ” می باشد و “کریستین بیل” نیز به همراه “ماریون کوتیار” بازیگر برنده اسکار ۲۰۰۷ به خاطر فیلم “la Vie en Rose” (زندگی شیرین) در این فیلم به ایفای نقش می پردازند. مایکل مان که در کارنامه سینمایی او شاهکار بی چون و چرای “مخمصه” به چشم می خورد استاد ساختن فیلم های ژانر جنایی، فیلم نوآر است. او در سال ۲۰۰۶ فیلم “میامی وایس” را روی پرده داشت که طرفداران و منتقدان خاص خود را به همراه داشت. فیلمنامه این فیلم را خود او روی رمان اصلی اقتباس کرده است. مایکل مان که چندین پروزه دیگر را در سر داشت با پیوستن جانی دپ تمام تمرکز خود را روی این فیلم گذاشت. ماریون کوتیار نیز به دلیل به تعویق افتادن پروژه “Nine” توانست مجوز بازی در این فیلم را بدست آورد.
فیلمبرداری اصلی “دشمنان مردم” در مارچ ۲۰۰۸ در ایالت ویسکانسین آغاز شد و تا پایان ماه جون در شیکاگو ادامه داشت. قسمت هایی از فیلم نیز که مربوط به فرار شخصیت جانی دپ از زندان می شود در ایندیانا گرفته شده است.
فیلم که در ۱ جولای ۲۰۰۹ به نمایش در می آید چهارمین فیلم آماده اکران جانی دپ در سال ۲۰۰۹ خواهد بود و شانس او را در آکادمی اسکار و جشنواره های سینمایی تا حد زیادی بالا می برد.

نمایی از داستان
داستان فیلم “دشمنان مردم” در دوران رکود اقتصادی شدید در آمریکا اتفاق می افتد، جایی که ملوین پرویس (کریستین بیل) مأمور FBI سعی در به دام انداختن جان دیلینگر جنایتکار (جانی دپ) و دو همدستش دارد. جان دیلینگر به عنوان مخوف ترین جنایتکار آن دوران در آمریکا شناخته می شود و ماریون کوتیارد نیز به عنوان دوست دختر او در نقش بیلی فرچت بازی می کند.

نکات حاشیه ای
-برایان بورو در اصل داستان را برای تولید یک سریال در کانال HBO در نظر گرفته بود و حتی امتیاز اقتباس فیلم از روی کتاب را به این کمپانی فروخت.
-پروژه را در ایتدا مایکل مان و لئوناردو دی کاپریو در دست گرفتند. دی کاپریو علاقه زیادی به بازی در نقش دیلینگر داشت، اما به دلیل تأخیر سه سال در آغاز کار فیلم دی کاپریو سرانجام تصمیم گرفت تا در فیلم جدید مارتین اسکورسیزی به ایفای نقش بپردازد.

برگرفته از http://cinemadiary.wordpress.com

ارسال شده در معرفي فيلم ~ ۱ پاسخ

هنکاک

{ دوشنبه،۳۱/تیر/۱۳۸۷ }

 

hancock.jpg

کارگردان: پيتر برگ. فيلمنامه: وينست نگو، وينس گيليگن. موسيقي: جان پاول. مدير فيلمبرداري: توبياس اي. ‏اسکلايسلر. تدوين: کولبي پارکر جونيور، پل ريوبل. طراح صحنه: نيل اسپايسک. بازيگران: ويل اسميت[جان هنکاک]، ‏چارليز ترون[مري امبري]، جيسون بيتمن[ري امبري]، جي هيد[آرون امبري]، ادي مارسن[رد]، ديويد ماتي، ‏ميتريکس فيتن[ماتريکس]، تامس لنون[مايک]، جاني گالکي[جرمي]. ۹۲ دقيقه. محصول ۲۰۰۸ آمريکا. نام ديگر: ‏John Hancock، ‏Tonight, He Comes‏. نامزد جايزه بهترين آنونس از مراسم گولدن تريلر. ‏

جان هنکاک ابرقهرماني غير عادي است. او به دليلي نامعلوم افسرده و الکلي است و هر قدمي که براي تاديب خلاف ‏کاران و افراد شرور برمي دارد هزينه زيادي براي شهر لس آنجلس به دنبال دارد. چون اعمال او باعث وارد شدن ‏خسارت به ساختمان ها، اتومبيل ها و اموال عمومي مي شود. آخرين بار که او براي متوقف کردن چند تبهکار اقدام ‏کرد، مبلغي نزديک به ۹ ميليون دلار براي شهر آب خورد. از اين رو افکار عمومي و رسانه ها مرتباً از مسئولين مي ‏خواهند تا جلوي دخالت هاي او را بگيرند. تا اينکه يک روز، هنکاک جان ري امبري را نجات مي دهد. امبري ‏متخصص روابط عمومي است و دوست دارد در ازاي نجات جانش راهي براي بهبود وضعيت هنکاک و در نتيجه از ‏بين بردن سوء شهرت او بردارد. ري او را به خانه برده و با همسر و پسرش آشنا مي کند. مري همسري ري عقيده دارد ‏هنکاک اصلاح ناپذير است. اما ري از هنکاک مي خواهد تا خود را تسليم کرده و در يک دوره بازپروري شرکت کند تا ‏مردم در غياب او پي به ارزش وجودش ببرند.‏‎ ‎هنکاک مي پذيرد، و يک روز مري به همراه پسر کوچکش به ديدار او ‏آمده و از وي مي خواهد تا ري را نا اميد نکند. به دنبال اين ماجرا رئيس پليس از هنکاک براي دستگيري گروهي سارق ‏به رهبري رد که تعدادي انسان بيگناه را به گروگان گرفته اند، کمک مي خواهد. هنکاک اين بار دقت و احتياط ‏تبهکاران را دستگير و بار ديگر شهرت نيک خود را به دست مي آورد. در ميهماني که ري به افتخار اين موضوع داد، ‏هنکاک مي گويد که حافظه اش را از دست داده و از گذشته هيچ به ياد ندارد. همان شب هنکاک کشف مي کند که مري ‏نيز داراي قدرت هاي غير عادي است و به نظر مي رسد که از گذشته او با خبر است…‏

ادامه اين نوشته »

ارسال شده در معرفي فيلم ~ بدون پاسخ

wanted

{ یکشنبه،۳۰/تیر/۱۳۸۷ }

wanted.jpg

کارگردان: تيمور بکمامبتوف. فيلمنامه: مايکل براندت، درک هاس، کريس مورگان بر اساس داستاني از براتدت، هاس ‏و داستان مصور مارک ميلر و ج. جي. جونز. موسيقي: دني الفمن. مدير فيلمبرداري: ميچل آموندسن. تدوين: ديويد ‏برنر. طراح صحنه: جان مايهر. بازيگران: جيمز مک آوي[وسلي گيبسون]، مورگان فريمن[اسلوآن]، آنجلينا ‏جولي[فاکس]، ترنس استمپ[پکوارسکي]، تامس کرچمن[کراس]، کامون[اسلحه ساز]، کنستانتين خابنسکي[‏The ‎Exterminator‏]. ۱۱۰ دقيقه. محصول ۲۰۰۸ آمريکا. ‏

وسلي گيبسون حسابدار ۲۵ ساله عصبي در يک شرکت کوچک کار مي کند. رئيس هر روز با اعصاب وي بازي مي ‏کند و دوست دخترش با يکي از همکارانش مشغول خيانت به وي است. زندگي براي گيبسون کسالت آور و گاه آزارنده ‏است تا اينکه يک روز در فروشگاهي با زني زيبا و جذاب روبرو مي شود که خود را فاکس مي نامند. فاکس به او مي ‏گويد که پدرش- که گيبسون هرگز او را نديده- روز قبل کشته شده و قاتل- کراس- به دنبال اوست تا وي را نيز از ميان ‏بردارد. گيبسون حرف هاي فاکس را باور نمي کند، اما با پيدا شدن سر و کله کراس نبردي ميان او و فاکس بر سر ‏گيبسون درمي گيرد. فاکس گيبسون را نجات داده و به او مي گويد که پدرش مانند وي آدم کشي حرفه اي و عضو انجمن ‏برادري بوده است. اين انجمن که از هزار سال پيش موجوديت يافته، وظيفه دارد با از ميان بردن آدم هايي که سرنوشت ‏مقدر کرده به زندگي ديگران کمک کند. فاکس گيبسون را نزد رئيس خود اسلوآن برده و او نيز از گيبسون مي خواهد تا ‏به انجمن برادري بپيوندد. گيبسون اين پيشنهاد را رد کرده و آن دو را ترک مي کند. اما با پيش آمدن حادثه اي ديگر، با ‏پاي خود به نزدشان رفته و از آنها مي خواند تا او را تعليم دهند. تعليم سخت و طاقت فرساست و گيبسون ابتدا از تصميم ‏خود پشيمان است. اما با يافتن اندکي اعتماد به نفس و پس از ترک دوست دختر خيانتکارش به هواي فاکس زيبا به ‏تمرين هاي ادامه مي دهد. اولين ماموريت را با ترديد ولي موفقيت آميز انجام مي دهد و سپس ماموريت هاي بعدي و ‏بعدي… سرانجام دستوري مبني بر يافتن کراس دريافت مي کند. تنها سرنخ موجود گلوله اي خاص است که اسلحه سازي ‏مشهور آن را مي سازد. گيبسون به سراغ اسلحه ساز مي رود و سرنخ ها او را به به صومعه اي قديمي و محل تولد ‏انجمن برادري هدايت مي کند. در آنجا با مردي به نام پکوارسکي روبرو مي شود که تنها فرد مورد اطمينان کراس ‏محسوب مي شود. اما برخورد با کراس حقايق تازه و پيچيده اي را بر گيبسون آشکار مي کند…‏

ادامه اين نوشته »

ارسال شده در معرفي فيلم ~ بدون پاسخ

Righteous Kill (قتل مصلحتی)

{ یکشنبه،۱۶/تیر/۱۳۸۷ }


کارگردان: جان آونت (John Avnet)
نویسنده: راسل گویتز (Russell Gewirtz)
تاریخ اکران: ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۸
ژانر: درام، جنایی
بازیگران: رابرت دنیرو (Robert Deniro)
آل پاچینو (Al Pacino)
کارلا گوجینو (Carla Gugino
۵۰ Cent

جان آونت کارگردان کم آوازه و نه چندان پر کار هالیوود بعد از فیلم ناموفق ۸۸ Min با بازی آل پاچینو این بار دست به کاری بزرگ زده است و با بازی گرفتن از دو غول سینمای هالیوود (رابرت دنیرو و آل پاچینو) برگ جدیدی در کارنامه سینمایی خود باز کرده است. رابرت دنیرو در ۶۵ سالگی هنوز در هالیوود خودنمایی می کند و بعد از فیلم فانتزی stardust اینبار به دشمن دیروز (آل پاچینو در فیلم مخمصه) و همکار امروز پیوسته تا نقش دو کارآگاه کهنه کار را بازی کنند که طی تحقیقات خود به ارنباطی بین قتلی که به تازگی اتفاق افتاده و پرونده ای که آن ها فکر می کردند سال ها پیش توسط خود آن ها بسته شده برخورد کنند آیا قاتل هم اکنون برای خود آزاد است و آن ها مظنون اشتباهی را به زندان فرستاده اند؟

صرف حضور آل پاچینو و به خصوص رابرت دنیرو در یک فیلم برای فدائیان این دو هنرپیشه کافی ست تا آن ها ماه ها منتظر بمانند تا به تماشای این فیلم بروند و برای آنها فرقی ندارد که رابرت دنیرو کیلوهای بدنش دو برابر شده یا اینکه سالخوردگی از صدای آل پاچینو پیداست و این هنر بازیگران حقیقی را می رساند که در این سن و این شرایط حاکم بر سینمای آمریکا (که حتی میان سال ها هم جای خود را به جوان ها می دهند) توانسته اند مخاطب خود رو حفظ کنند.
آخرین همکاری مشترک این دو به سال Heat ۱۹۹۵ ، شاهکار تکرار نشدنی مایکل مان بر می گردد که البته در آن زمان آنها در دو سوی قانون قرار داشتند و باید تا ۱۲ سپتامبر منتظر ماند تا نتیجه کار این فیلم را مشاهده کرد

نوشته شده توسط: سروش

ارسال شده در معرفي فيلم ~ ۳ پاسخ

دومين نفس‎‎‏

{ جمعه،۷/تیر/۱۳۸۷ }

le-deuxieme-souffle.jpg

 دومين نفس‎‎‏ ‏Le Deuxième souffle

کارگردان: آلن کورنو. فيلمنامه: آلن کورنو بر اساس داستاني از ژوزه جيوواني. موسيقي: برونو کولي. مدير ‏فيلمبرداري: ايو آنژلو. تدوين: ماري ژوزف ايووت. طراح صحنه: تيه ري فلامان. بازيگران: دانيل اوتوي[ گوستاو ‏ميندا معروف به ژو]، مونيکا بلوچي[سيمونا معروف به مانوش]، ميشل بلان[کميسر بلو]، ژاک دوترون[استانيسلاس ‏اورلوف]، اريک کانتونا[آلبان]، دانيل دووال[ونتورا ريچي]، ژيلبر ملکي[جو زيچي]، نيکلا دوواشل[آنتوان]، ژاک ‏بونافه[پاسکال]، فيليپ ناهون[کميسر فارديانو]، ژان پل بونر[تئو]. ۱۵۵ دقيقه. محصول ۲۰۰۷ فرانسه. نام ديگر: ‏The ‎Second Wind‏. نامزد جايزه سزار بهترين فيلمبرداري، بهترين طراحي لباس و بهترين طراحي صحنه. ‏

ژو گانگستري مشهور از زندان مي گريزد. تمام پليس فرانسه و مخصوصاً کميسري حيله گر به نام بلو به دنبال او ‏هستند. ژو نيز قصد دارد تا از کشور به همراه محبوبش مانوش خارج شود، اما براي اين کار نياز به پول دارد. او براي ‏به دست آوردن پول مورد نيازش تصميم به سرقتي تازه مي گيرد. بنابر اين از تبهکاري به نام جو ريچي و گروه وي ‏کمک مي خواهد. مغر متفکر اين سرقت تبهکاري قديمي به نام اورلوف است که از ژو مي خواهد تا محموله بزرگي از ‏شمش هاي طلا را بدزدند. سرقت با موفقيت انجام مي گيرد، اما کميسر بلو ترفندي زده و او را نزد همکارانش خائن ‏جلوه مي دهد. ژو از چنگ مامورين فرار کرده و به سراغ همکارانش مي رود. تنها هدف وي از اين کار پاک کردن ‏نامش از شائبه خيانت است. کاري که با کشته شدن همه گانگسترها و خود ژو به پايان مي رسد…‏

ادامه اين نوشته »

ارسال شده در معرفي فيلم ~ بدون پاسخ