تغییر شکل دهندگان: سیاهی ماه

{ پنجشنبه،۲۰/مرداد/۱۳۹۰ }

کارگردان :Michael Bay

 

نویسنده : Ehren Kruger

 

تاریخ اکران : ۲۹ جون ۲۰۱۱

 

زمان فیلم : ۱۵۷ دقیقه

 

درجه سنی : PG-13
فیلم جدید مایکل بی، با نام «تغییر شکل دهندگان: سیاهی ماه» فیلمی است با کاراکترهایی شبیه به چوب خشک، با دیالوگ هایی فوق العاده چرند و داستانی بی سر و ته که حتی از لحاظ ظاهری و بصری هم بسیار زشت می باشد. تماشای این فیلم، یکی از بدترین تجربیاتی بود که من در تمام طول زندگی خود داشته ام!

 

فیلم های ترانسفورمرها به این دلیل ساخته می شوند که ربات هایی غول آسا، زشت و ترسناک تا می توانند با پتک بر سر و صورت همدیگر بکوبانند. خب، این فیلم هم همین کار را انجام می دهد! یک ساعت انتهایی فیلم تماما نبردی است بین تمام رباط های خوب و بد جهان که البته بنا به دلایلی، تمام آنها به گوشه ای از اتوبان میشیگان – شیکاگو آمده اند تا بر سر کله همدیگر بزنند. این نبرد که به طرز غیر قابل باور و نا هنجاری طولانی است با صدایی گوش خراش طی یک ساعت ادامه پیدا می کند و ربات های غول آسای فیلم را به طرز غیر معقولی مانند خیار تکه تکه می شوند، بدون آنکه این احساس وجود داشته باشد که این رباط های غول آسا و تکه تکه هایشان فضا اشغال می کنند.

 

فیلم ترانسفورمرها اینبار شاهد بیش از یک خط داستانی می باشد. البته طرح داستانی فیلم را اینبار نمی توان در چهارچوبی مشخص خلاصه کرد. برای خلاصه کردن آن باید به اندازه تمام طول فیلم وقت صرف کرد، هر وقت خلاصه داستان متوقف شد، یعنی فیلم تمام شده! ما متوجه می شویم که نخستین سفر انسان به کره ماه در حقیقت به خاطر کشف و تحقیق درباره سفینه ای بیگانه بوده که در قسمت تاریک ماه (همان قسمتی را که ما هیچ وقت نمی بینیم) سقوط کرده است. سفینه بیگانه آسیب دیده، با نام تکخال چند ربات غول آسا را از سرزمین خود، به منظومه شمسی آورده است. بعد از این سانحه، اکنون نوبت روبات های خوب است تا با ادامه نبرد علیه روبات های بد، بتوانند سرانجام آزادی خود را بدست آورند.

 

حالا انسان ها هم به به این حوادث اضافه می شوند. این انسان ها شامل سم ویتویکی (با بازی شیا لابوف) که قبلا یکبار کل جهان را نجات داده ( و اکنون در اداره پست کار می کند!) دختری با نام کارلی (و با بازی رز وایتلی) که دوست دختر شهوت انگیز و جذاب سم است (وجود او تنها به این خاطر است که فیلم به یک دختر جذاب هم نیاز دارد) . همچنین چند کاراکتر دیگر مانند میرینگ، یک مامور دولتی با نام بروس، نگهبان و رئیس سم، دوست پسر قبلی کارلی که کلکسون ماشین های کلاسیک اش تقریبا به کار تمام ربات های داخل فیلم می آید، یک مامور اف بی آی با نام سیمونز، شخصیتی عجیب و غریب با نام جری وانگ، یک متخصص امور نطامی و جنگی با نام لنوکس و شخصیتی دیگر مانند اپس در فیلم وجود دارند. اگر یک ثانیه فکر کنید، متوجه می شوید که حتی یکی از این کاراکتر ها نمی توانند نقشی در میان جنگ بین ربات های غول آسا داشته باشند.

 

ولی خب، وجود انسان ها برای فیلمی با چنین موضوعی حیاتی است. وجود آدم ها به این علت مهم است که یک ربات نمی تواند شخصیت و احساس داشته باشند (کارتون “وال ای” را نادیده بگیرید) و اصولا کاری بجز بوجود آوردن صحنه های اکشن و پر سر و صدا بلد نیست انجام دهد. ربات های فیلم، با صدایی عجیب و بم صحبت می کنند که این صدا، کاملا با صدا های دیگر داخل فیلم فرق دارد. اندازه آنها هم از لحاظ جثه، آنقد از اندازه انسان های دیگر بزرگتر است که من را یاد فیلم «مرد کوچک استثنایی» می اندازد. و در آخر اینکه وجود انسان ها به این دلیل اهمیت دارد چون شما برای سرنوشت اپتیموس پرایم (نام یکی از ربات های داخل فیلم) هیچ گاه ارزشی بیش از یک موتور سیکلت سیاه قائل نیستید!
هیچ گونه استایل یا طنز خاصی در دیالوگ ها وجود ندارد . فقط گاهی اوقات با ورود والکوویچ، کی دیالوگ های او جذاب تر می شوند. این فیلم از آن فیلم هایی است که صدای فکر کردن شخصیت ها هم حتی در میان صحنه های اکشن آن شنیده می شود!
شیا لابوف هم بازیگری است که به ندرت می تواند در نقش قهرمان یک فیلم جای بگیرد. دوست دوختر او هم در این فیلم هیچ نقشی ندارد جز اینکه مدام در خطر باشد و در دو صحنه (بسیار مضحک) هم جوری آسمان را نگاه می کند انگار با نگاه کردن به فضا و ماه دارد می بیند که مثلا آنجا اتفاق هایی در حال رخ دادن هستند.

 

اشکالی دیگر نیز در فیلم وجود دارد که تا الان به آن اشاره نکرده ام، به این دلیل که این اشکال حداقل تا قسمتی، تقریبا در تمامی فیلم های علمی تخیلی وجود دارد: معمولا ربات ها و یا موجوداتی تخیلی دیگر، کمی غیر منتقی و نا فرم به نظر می رسند.. وقتی شما به اندازه کافی فیلم تخیلی می بینید، کم کم یک حس ششم پیدا می کنید و می توانید بفهمید که مثلا اندازه درست فلان چیز، چیست. مثلا در این فیلم، وقتی پاهای ربات ها قطع می شوند، می بینیم مفاصلی که به پا وصل شده اند، زیادی کوچک و جمع هستند، این موضوع شاید برای بسیاری قابل اهمیت نباشد اما من این اشکال را احساس می کنم.
نکته دیگر اینکه هیچ چیز نتوانسته کمک کند تا خط داستانی به شیوه ای منسجم و نه پرت و پلا و بی ربط بیان شود. یک احساسی به من می گوید که چیزی در فیلمسازی وجود دارد با نام تدوین که باعث می شود صحنه و یا صحنه های مختلف به هم ربط پیدا کنند. ترانسفور مر ها هم در این فیلم بسیار عجیب و غیر معقول عمل کرده اند و عملا بسیاری از صحنه هایی که بعد از یکدیگر اتفاق می افتند هیچ ارتباطی با هم ندارند. در فیلم، یک صحنه دارای جلوه ویژه اتفاق می افتد، بعد از آن شاهد صحنه ای دیگر دارای جلوه ویژه هستیم، فیلم هم از ما انتظار دارد که از اینکه دو صحنه با جلوه های ویژه تماشا کرده ایم خوشحال باشیم. تمام.

 

منتقد : راجر ایبرت

مترجم :مهدی افشارها

 

تهیه و ترجمه: سایت نقد فارسی

 

 

ارسال شده در معرفي فيلم ~ ۶ پاسخ

جرم ؟!

{ جمعه،۲۴/تیر/۱۳۹۰ }

آیا مسعود کیمیائی به آخر خط رسیده است ؟

فرصتی دست داد تا بتوانم فیلم جرم را در پردیس سینمائی ملت ببینم . سیاه و سفید بودن فیلم حس نوستالژیکی ایجاد می کرد . اما این حس تا پایان نماند . داستانی کم رمق , بی کشش , با سوراخ های بزرگ , گاف های بزرگ .

بگذارید کمی به عقب بازگردیم به زمان ضیافت . بنظرم ضیافت یکی از بهترین فیلم های آقای کیمیائی بود . البتۀ نیمۀ نخست فیلم چون در نیمۀ دوم در ورطۀ شعارزدگی افتاد . دیدن دوستانی که قراری ۱۰ ساله را می گذارند و فراموش نمی کنند آرمانیست . بعد از آن آقای کارگردان فراز و نشیب های بسیاری داشت . به جز حکم و محاکمه در خیابان ( که البته این فیلم مهر فرهادی را با خود دارد ) باقی فیلم ها چنگی به دل نمی زد و بعضی هم از فرط آشفتگی قابل دیدن نبود . اما سال گذشته که جرم جایزه بهترین فیلم را برد تصور کردم بالاخره مسعود کیمیائی راهش را پیدا کرده و در حضور بزرگانی همچون رضا میرکریمی و یک حبه قندش , اصغر فرهادی و جدائیش موفق شده موفق شده گوی سبقت را برباید . برای دیدنش عطش داشتم اما …

جرم در یک نگاه فیلمی کسل کننده است . حرفهای قلمبه برای انسانهای معمولی . فیلم رمق ندارد تا شما را همراه خود کند , در شخصیت پردازی , محیط بسیار ضعیف عمل می کند و مهمتر از همه گاف هایی ست که می دهد .

۱- داستان فیلم مربوط به دوران انقلاب ست و رضا سرچشمه ( پولاد کیمیائی ) به جرم قتل دوران محکومیتش را می گذراند . زندانی که به همه چیز شبیه ست جز زندان !

۲- فیلم پر است از شخصیت های یک خطی که دیالوگی را می گویند و می روند . هیچ نقشی در پیشبرد فیلم ندارند , نیکی کریمی , سیامک انصاری , کیانوش گرامی و … اگر نقششان حذف می شد خللی به کلیت فیلم وارد نمیشد .

۳- بسیار کند پیش می رود . کشش لازم برای همراه کردن تماشاگر تا پایان فیلم عنصری ست که در جرم فقدان آن حس می شود .

۴- پیش از این در سریال در چشم باد , مسعود جعفری جوزانی بازسازی دوران ابتدای انقلاب را انجام داده بود و گافهای زیادی را مرتکب شده بود . درست همان اشتباهات را در جرم آقای کیمیائی تکرار کرده که عبارتند از :

الف – سیامک انصاری پیراهنی را می پوشد که مد روز ست . در پس زمینه پسری هست که شلوار جین مد روز بر تن دارد

ب – در سکانسی رضا از کنار موتور های پارک شده می گذرد که موتور ویووی در آنجا خودنمائی می کند

ج – سطل آشغالهای جدید , علمک های گاز , تابلوهای جدید کوچه ها

د – کولرهای گازی بیشمار

( بنده تا ۱۰ سوتی را شمردم ! )

و شاید اصلی ترین مشکل فیلمنامه و داستان فیلم باشد . قصه نارفیقی , ناجوانمردی , انتقام و … که به نظرم کمی کهنه شده ست .

اما به نظرم بزرگترین اجحاف را کمیتۀ داوران فجر کرده اند آنجا که فیلم های عالی کریمی و فرهادی را با بی رحمی تمام کنار گذاشته اند و محصول بنجل کیمیائی را برگزیده اند . شاید با لحن مسعود فراستی , منتقد هفت موافق نباشم اما انتقاداتش را یکجا قبول دارم . والسلام .

ارسال شده در معرفي فيلم ~ ۹ پاسخ

X-Men: First Class

{ دوشنبه،۲۳/خرداد/۱۳۹۰ }


X-Men: First Class

کارگردان : Matthew Vaughn

بازیگر :James McAvoy, Michael Fassbender, Jennifer Lawrence 

کمپانی سازنده فیلم : Twentieth Century Fox Film Corporation

ژانر فیلم : Action | Adventure

بودجه ساخت فیلم : $??

فروش فیلم تا این لحظه : $۵۵,۱۰۱,۶۰۴ ( هفته اول, ۳۶۴۱ سینما)

امتیاز فیلم تا این لحظه : ۸٫۲/۱۰

امتیاز منتقدین سینمایی : ۶۵/۱۰۰

محدودیت سنی : PG-13

 

داستان فیلم : 

چگونه مردان X سازمان یافتند , این قسمت از سری داستانهای مردان ایکس در حقیقت به ابتدای داستان مردان ایکس میپردازد , جایی که برای نخستین بار اولین جهش یافته ها با قدرتهای استثنایی متوجه توانایی های خارق العاده خودشان شدند , وقتی ایرک لنشر و چارلز ایکزاویر متوجه قدرتهای استثنایی خود شدند با هم بر علیه نیروهای متخاصمی که جهان را تهدید میکرد متحد شدند اما بعدها شکاف بزرگی بین انها پدید آمد که باعث شد ۲ دوست قدیمی برای همیشه از هم جدا شوند , اینگونه بود که ایرک لنشر (مگنتو) حلقه یاران اتحاد را پدید آورد و چارلز ایکزاویر هم با پیدا کردن موتان های ( جهش یافته ها) جدید , مردان ایکس را پایه گذاری کرد …

خبرهای حاشیه ای :

شوک , شوک , شوک …یه فیلم بی نظیر که بعد از Kick-Ass میتونم بگم همه اقشار سنی با نهایت لذت بهش نگاه میکنند , محاله که کسی از تماشای اون خسته بشه یا ناراضی سالن سینما را ترک کنه.

مطمئنا دیدن این فیلم برای اونهایی که هر ۴ قسمت مردان ایکس را دنبال کردند لذت و هیجان خیلی خیلی بیشتری داره .

جیمز مک آوی عالی بازی کرده و جدا باید سپاسگذار باشیم که ایفای نقش دوران جوانی پروفسور چارلز ایکزاویر را به شیا لیابوف ندادند , این نقشی بود که فقط خود جیمز مک آوی میتونست بازی کنه و تمام.

دقیقا ۱۱ سال قبل وقتی برای اولین بار مردان ایکس اکران شد و مورد توجه دوستداران سینما قرار گرفت کسی به فکر ساختن یک سراغاز برای این مجموعه نبود , همه داستان های اطراف ابر قهرمان این داستان لوگان/ولوورین با بازی هیو جکمن چرخ میزد تا اینکه امسال تهیه کننده موفق سینما برایان سینگر تصمیم گرفت با یک چرخش کاملا موفق به ابتدای این دایره بره و سری پنجم این داستان را در حقیقت Begining تمام قسمتهای پیشین اون تهیه کنه.

نقل قولهایی از فیلم

Professor Charles Xavier: واسه اینکار آماده ای ؟
Erik Lehnsherr: الان معلوم میشه

( اریک زیردریایی را از زیر آب ییرون میاره !)

——————————————————————————
Professor Charles Xavier: تو دوست منی , با دقت به حرفام گوش کن , با کشتن مردم آرامشی که میخوای بدست بیاری را پیدا نمیکنی
Erik Lehnsherr: من هرگز دنبال رسیدن به آرامش نبودم

——————————————————————————
Erik Lehnsherr: فردا بشریت میفهمه که ما موتان ها وجود داریم , قدرت ما باعث میشه اونها از ما بترسند , و این ترس بالاخره باعث میشه در حین اینکه ازمون متنفرند بهمون احترام بگذارند.
——————————————————————————
Erik Lehnsherr: ( به بچه های کلاس ) : شماها دوست دارید جامعه شماها را قبول کنه و قتی که هنوز خودتون نمیتونید خودتون را باور کنید ؟
—————————————————————————–
Professor Charles Xavier: تو این شانس را داری که به چیزی ماواری اینی که هستی تبدیل بشی
Erik Lehnsherr: تو در مورد من چی میدونی ؟
Professor Charles Xavier: همه چیز

ارسال شده در معرفي فيلم ~ ۲ پاسخ

Kung Fu Panda 2

{ دوشنبه،۲۳/خرداد/۱۳۹۰ }

Kung Fu Panda 2


کارگردان : Jennifer Yuh

صدا پیشگان :Jack Black, Angelina Jolie, Jackie Chan,Dustin Hoffman,Gary Oldman,Seth Rogen
Lucy Liu,Michelle Yeoh

کمپانی سازنده فیلم : Paramount Pictures

ژانر فیلم : Animation

بودجه ساخت فیلم : $۱۵۰,۰۰۰,۰۰۰

فروش فیلم تا این لحظه : $۶۶,۶۷۵,۳۰۴ ( هفته اول , ۳۹۲۵ سینما)

امتیاز فیلم تا این لحظه : ۸/۱۰

امتیاز منتقدین سینمایی : ۶۷/۱۰۰

محدودیت سنی : PG


Prepare for the return of awesomeness

داستان فیلم :

پو ( با صداپیشگی جک بلک) به کمک یه سری قهرمانهای کتگ فو میره تا با یک دشمن بسیار خطرناک که سلاح کشنده ای داره و ارامش و امنیت اونها را تهدید میکنه مبارزه کنه…

خبرهای حاشیه ای :

میتونیم با اطمینان بگیم امسال دومین سکوآلی که اکرانش باعث شادی همه ما شد همین انیمیشن کنگ فو پاندا باشه و خوب البته مکان اول را به اکران قسمت دوم کمدی The Hangover اختصاص دادیم.
اینکه کارگردانی این مجموعه را خانم Jennifer Yuh دادند در اون ابتدا باعث شد خیلی ها به کم تجربه بودن اوندر زمینه ساخت انیمیشن اعتراض کنند اما اکران فیلم تمام انتظارها را دگرگون کرد.

علاوه بر تکنیکهای ساخت که دقیقا از همون موتورهای ساخت سری اول استفاده شده , استوری بورد و شخصیت پردازی کارکترهای جدید اونقدر با انسجام و محکم بوده که این سری راحتی موفق تر از سری قبل کرده…

کارکتر شن( صدا پیشگی گری اولدمن) برای سری اول نوشته شده بود اما چون به خوبی توصیف نشده بود و خیلی کمرنگ بود , تصمیم گرفته شد برای سری های بعدی به عنوان یک شخصیت تازه و جدید استفاده بشه …

حضور ستارگان سینمایی مثل آنجلینا جولی , جک بلک , جکی چان , گری اولدمن , میشله یو , لوسی لیو و البته داستین هافمن در مهمانی های اکران فیلم تا چندین هفته سوژه داغ مطبوعات بود.

ارسال شده در معرفي فيلم ~ ۴ پاسخ

{ دوشنبه،۲۳/خرداد/۱۳۹۰ }

Midnight in Paris


کارگردان : Woody Allen

بازیگر :Owen Wilson, Rachel McAdams, Kathy Bates

کمپانی سازنده فیلم : Sony Pictures Classics

ژانر فیلم : Fantasy | Romance | Comedy

بودجه ساخت فیلم : $۳۰,۰۰۰,۰۰۰

فروش فیلم تا این لحظه : $۳,۴۶۰,۱۹۴ ( هفته دوم , ۵۸ سینما)

امتیاز فیلم تا این لحظه : ۷٫۹/۱۰

امتیاز منتقدین سینمایی : ۸۱/۱۰۰

محدودیت سنی : PG-13


داستان فیلم :

وقتی یک زوج تصمیم میگیرند برای بهتر شدن وضعیت زندگی شون به پاریس برند داستان شروع میشه , اونها وارد زندگی میشند که باید از ابتدا تا آخرش را فقط تظاهر به اینکه زندگی شون بهتر شده بکنند ….
زندگی در دنیایی تخیلی و فانتزی که مال اونها نیست …

خبرهای حاشیه ای :

وودی الن دوباره مشغول به کار شد تا تحرکی به سینما بده , خیلی ها فکر میکردند این بار مرتکب اشتباه بزرگی شده و این اشتباه چیزی نبود جز انتخاب اون ویلسون برای نقش اول فیلم خودش.

اما این فیلم برای اون ویلسون تخته پرشی شد تا نشون بده سالهاست اون میتونه خیلی خیلی بهتر از اینی که هست در سینما بدرخشه…امگار که فقط تشنه داشتن یک فیلمنامه قوی و کارگردانی بوده که بهش اعتماد کنه .

فیلم با بودجه خیلی کمی ساخته شده و فقط در ۵۰ سینما اکران شده با این حال تونسته در کنار فیلمهایی که در بیش از ۲۵۰۰ سینما اکران شند در باکس آفیس بعد از ۲ هفته همچنان بمونه.

**وودی آلن میخواست فیلمش را در سال ۲۰۰۶ در پاریس فیلمبرداری کنه که به خاطر دلایل مالی و زیاد شدن
هزینه ها مجبور شد فیلمبرداری را متوقف کنه

** این اولین فیلم وودی آلن بوده که با دوربینهای دیجیتال فیلمبرداری شده , خود وودی آلن اظهار داشته اگه به اندازه کافی از ایم سبک خوشش بیاد حاضره بقیه فیلمهاش را هم به هم روش بسازه

** بعد از فیلم Hollywood Ending که تونست در سال ۲۰۰۲ فیلم افتخاری جشنواره فیلم کن برای افتتاحیه باشه ,این دومین فیلم وودی آلن هست که میتونه چنین افتخاری را به دست بیاره.

ارسال شده در معرفي فيلم ~ بدون پاسخ