
سیریانا نه میشه گفت یک تریلر سیاسیه که بخواد حزب یا جناح خاصی رو بکوبه و نه از اون سری فیلمهاییه که از اول تا آخر فیلم، یکی به میخ و یکی به نعل کوبان و بعد از سپری شدن چند تا گره ریز و درشت داستانی چیزی که می خواد رو چنان استادانه بهت قالب بکنه که حتا قبل از اینکه فکر کنی چقدر با فیلم موافقی، با هیجان بلند شی و مدتها براش دست بزنی. یک اکشن جاسوسی هم نیست که یکی دو ساعتی سرگرمت کنه و قرار باشه آخر فیلم هم مقهور قهرمانی ها و جسارت های آرتیست اول کتک خورده و خوش تیپ فیلم ،با فیلم خداحافظ کنی.
بحران انرژی، کمپانی های نفتی ، دست های پشت پرده ای که همه معادلات و مناسبات رو کنترل می کنند، گروه های بنیاد گرای مسلمان ،گروه های اپوزسیون حکومت ایران و …همه این موضوعات کم و بیش ، هر روز بصورت مداوم در همه رسانه ها تکرار می شن و تماشاگر با هیچکدام از اینها بیگانه نیست ولی با تماشای سیرینا فرصت اینو پیدا می کنه که لایه های دیگری از چیزهایی که بعنوان واقعیت و خبر به خوردش داده می شود رو تجربه کنه.فیلم بدون نگاه جانب دارانه و حتی گاهی هم بدبینانه مسائل مختلف مبتلا به دنیای امروز رو ، از جایگاه و دید شخصیت های متفاوتش نشون می ده و رفته رفته و به کندی ، ارتباطات و رشته های ریزی که وجوه مختلف واقعیت را به هم وصل می کنند رو به هم می رسونه تا پایان تکان دهنده ولی محتمل فیلم رو رقم بزنه.روایت داستان فیلم ،کم و بیش مانند crash ،از چند تا موضوع موازی و جدا ازهم تشکیل شده که در نقطه ای از داستان روی هم برهم کنش دارند
البته فکر می کنم تاثیر فیلم روی مخاطب های غربی خیلی بیشتر خواهد بود ولی برای مخاطب ایرانی هم جذابیت های فیلم کم نیست . مثل فارسی حرف زدن جورج کلونی (هر چند بصورت خیلی گنگ و نامفهوم) و اشارات مستقیم و غیرمستقیم به اوضاع اجتماعی ایران مثل تعطیلی روزنامه ها یا دیش های ماهواره روی پشت بام ها
علاوه بر فیلمنامه استادانه استفان گوکان که قبلا هم یک اسکار بخاطر فیلنامه ترافیک گرفته بود و فیلمبرداری و قاب بندی های خوش سلیقه فیلم ،سیریانا به خاطر بازیگرهاش هم نمره خوبی می گیره. جرج کلونی با کاراکتر و صد البته ظاهری بسیار متفاوت نسبت به کارهای قبلیش و جفری رایت بعنوان وکیلی از طبقات پایین اجتماع که تو بازی های بزرگی وارد می شه ، با اون رفتار عصبی و کنترل شده اش و مت دیمون هم که هرچند زیاد بازیش به چشم نمیاد ولی بعنوان یک تحلیل گر اقتصادی که بین موفقیت کاریش و آرمانهای انسان دوستانه و موقعیت خوانودگیش معلق مونده، نقش باور پذیری ارائه داده و بالاخره الکساندر صدیق که بازیش در نقش شاهزاده عرب واقعا خیره کننده بود .نهایتا اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل سهم بازی های این فیلم بود که جرج کلونی تصاحبش کرد.
برگرفته از تارگاه filmamoon.blogsky.com نوشتۀ آرمین
زیرنویس این فیلم در مرحلۀ ویرایش قرار دارد و بزودی منتشر خواهد شد .
Popularity: 3% [?]
ارسال شده در معرفي فيلم ~ ۱ پاسخ
{ سه شنبه،۳۱/اردیبهشت/۱۳۸۷ }
بالاخره اولین محصول گروه زیرنویس پارسی ( فارسی ) آماده شد . فیلم City of God محصول برزیل سال ۲۰۰۲ که در فهرست ۲۵۰ فیلم برتر IMDB رتبۀ ۱۶ رو به خودش اختصاص داده و نمرۀ دریافتی ۸٫۸/۱۰ گرفته است . این فیلم که با بازیگران عمدتاً آماتور یا غیر حرفه ای آماده شده بخاطر خشونت عریان و همچنین بیان مشکلات مردم مورد توجه چندین جشنواره قرار گرفته که ماحصل اون ۴ نامزدی اسکار ، ۴۹ جایزه و ۲۵ نامزدی ست . که عبارتند از :
جشنوارۀ اسکار :
- نامزدی بهترین فیلم
-نامزدی بهترین کارگردانی
- بهترین تدوین
- بهترین فیلمنامه اقتباسی
جشنوارۀ بفتا ، جایزۀ بهترین تدوین و نامزدی بهترین فیلم غیر انگلیسی .
کرۀ طلائی یا Golden Globe ، جایزۀ بهترین فیلم غیر انگلیسی و …
برای مطالعۀ سایر جوایز اینجا رو بفشارید .
اما داستان فیلم و نقد آن :
City of God
Koki Mourao

مقدمه :
بر اساس کتابی به همین نام از پائولو لینز ، شهر خدا حقیقت خش بزرگ شدن و زنده ماندن در جریان جنگ مواد دریک پروژۀ خانه سازی برزیلی به اسم شهر خدا رو به تصویر می کشد .
داستان :
شهر خدا در دهۀ ۸۰ محل خیلی خطرناکی برای زندگی شده است . فقدان فرصت ها و امید اغلب نوجوانان شهر خدا را به سمت مواد ، بزهکاری و انحراف سوق میدهد . ظاهراً ۱۵ دقیقه شهرت و مرگ زودرس از زندگی نکبتی و فرمانبرداری دلپذیرتر ست . اما برخی موفق به شکستن چرخۀ خشونت میشند — و شخصیت اصلی و راوی شهرخدا ، Buscapé یکی از آنهاست . جوانی سیاه پوست فقیر که بخاطر عکاسی حرفه ای شدن تبهکاری رو کنار میگذاره ، او برای باز کردن راهش از میان خشونتی که اطرافش را گرفته ، مجبور است با نابرابری ها بجنگد ، عکسهای تیراندازی به مردم و یافتن رستگاری در تصویر هنرمندانه اش . همینطور که داستان جلو میره ، کسان دیگری رو در این جهان ملاقات می کنیم : دوستش Bene ، محبوبترین فرد در حلبی آباد و شریک جرم ” زه ” ، تبهکاری جاه طلب و قدرتمند که میخواهد سردسته پخش مواد حلبی آباد باشد ؛ و مانه گالینها ، که سخت در تلاش که زندگی آبرومندانه ای داشته باشه اما بالاخره غرق در جنایت میشه .
بازی :
به استثناهای معدودی ، بچه های واقعی حلبی آباد و بازیگران انجمنهای تئاتر غیر حرفه ای محلی در شهر خدا بازیگر بودند ، و نتیجه این کار شخصیتهای واقعاً قابل قبول و فیلمی واقع بین و جسور است . غنای جزئیات ، لهجه و پس زمینه ها تصویری درست از حلبی آباد برزیلی ، جائیکه مردم بیش از آنکه به آینده امیدوار باشند بسختی زندگی می کنند ، ارائه کرده است . Firmino و Rodrigues و Douglas Silva کاری بس بزرگ که همانا به تصویر کشیدن واقعیت زندگیشان است ، انجام دادند .
کارگردانی :
جایزۀ بهترین فیلم خارجی جشنواره ، را برای کارگردان Fernando Meirelles’ به ارمغان آورد . شهر خدا رقیب جدی برای جایزه دیده شده — و خوب باید باشه . برشهای سریع و ریتم تند تدوین روشی بلند بسوی تصویر بصری از خشونت خیابانها ارائه میده ، همانند نور ، که رنگهای گرم ساده و خوش دوران بچگی رو به مرور به تیره تبدیل می کنه . سایه های مضطرب خیابان که هرچه بیشتر خشن میشند .
ادامه این نوشته »
Popularity: 92% [?]
ارسال شده در زيرنويس ~ بدون پاسخ
{ چهارشنبه،۲۵/اردیبهشت/۱۳۸۷ }
نام اصلی: ادوارد مونتگمری کلیفت
نام هنری : مونتی
قد : ۱۸۰
تولد : ۱۷ اکتبر ۱۹۲۰ نبراسکا مرگ : ۲۳ جولای ۱۹۶۶ نیویورک
مونتی فرزند سوم خانواده اش بود. پدرش ویلیام به کار بانکداری مشغول بود و مرد ثروتمندی بود، اما کم کم در گرداب فق
ر فرو رفت و تبدیل به مردی عصبی و بد زبان شد که وقتش را با پسرش نمی گذراند. اما مادرش اتل لجوج و یکدنده بود که کمکش کرد بازیگری را در برادوی آنهم در سن ۱۴ سالگی آغاز کند. او بزرگترین تاثیرها را در بازیگری از زوج آلفرد لانت و لین فونتین گرفت. در کنار همان دو نفر بود که در فیلم “شبی وجود نخواهد داشت” بازیگری خود را در عالم سینما آغاز کرد. مونتی از آن بازیگرهایی شد که رویکرد حسی و طبیعی به بازیگری را یاد گرفت که همان طور که ازاو ستاره ساخت باعث سقوط اش هم شد.
مونتی بازیگری قدرتمند بود که با تمام اجزاییش بازی می کرد. وی بازیگری با استعداد بود که تماشاگران را تحت تاثیر خودش قرار می داد. تنها رقیب او در زمان اوجش مارلون براندو بود. هر دو در یک شهر به دنیا آمدند و هر دو طرفداران زیادی داشتند زیرا با سرعت به سمت ستارگی پیش می رفتند. او همیشه از مارلون براندو حمایت می کرد حتی هنگام مشکلاتش سر فیلمبرداری شورش در کشتی بونتی. مارلون براندو نیز در زندگینامه اش از وی به عنوان دوست خود نام برده است.
سر صحنه از “اینجا تا ابدیت” وقتی برای اولین بار برت لنکستر را ملاقات کرد فکر کرد مورد قبول قرار گرفته. اما بعدا فهمید برت لنکستر یک مسابقه بازیگری به راه انداخته است . آنها هیچ وقت با هم دوست نشدند.
بازی در فیلم های “از اینجا تا ابدیت”،”مکانی در آفتاب”و”شیرهای جوان” بزرگترین رل هایی بود که در طول حرفه
بازیگریش انتخاب کرد.
او جزء ۶ بازیگری است که برای اولین حضورش روی پرده نامزد جایزه اسکار شد.(اورسن ولز،جیمزدین،آلن آرکین،
پل مانی و لورنس تیبت). اما با وجود ۴ بار نامزدی هیچگاه این جایزه را نگرفت.
مونتی معتاد به الکل بود که همین قضیه پریشانی اش را دامن می زد. معمولا مریض احوال بود. مارلون براندو به وی
توصیه کرده بود که اینهمه الکل او را از پای می اندازد. موقع فیلمبرداری رینتری کانتی در خانه الیزابت تیلور دعوت
بود که به خاطر مستی تصادف بدی کرد که چهره اش را از ریخت انداخت و ناراحتی های جسمی شدیدی به وی
وارد شد. مجبور بود که همیشه قرص مصرف کند. یونیورسال برای تاخیر تولید فیلم “فروید” از او شکایت کرد اما وقتی
فیلم فروش خوبی کرد همه گفتند که به خاطر مونتی بوده.
ادامه این نوشته »
Popularity: 2% [?]
ارسال شده در معرفی مشاهیر ~ ۱ پاسخ
{ سه شنبه،۱۷/اردیبهشت/۱۳۸۷ }
وُیتسِک : هوای خوبیه کاپیتان! به آسمون خاکستری نگاه کن، حس خودکشی بهت دست میده! من باید بهش فکر کنم! لعنتی! من باید برم! [وُیتسِک میرود ...]
کاپیتان : مردم باعث سرگیجهام میشن، خوشم نمیاد، یه مرد خوب به زندگیش توجه میکنه و اون رو دوست داره، یک مرد خوب شجاعت نداره، شجاعت مال احمقاست! فقط برای اینکه عشقم رو به زندگی ثابت کنم اومدم جنگ، مُضحِکه! مُضحِکه! [کاپیتان بصورت احمقانهی میخندد و میرود]

وُیتسِک (woyzeck) فیلمی است به کارگردانی ورنر هرزوگ محصول سال ۱۹۷۹ ، این فیلم دارای چهار شخصیت اصلی است :
۰۱ وُیتسِک : مردی میانسال، سرباز و پدر یک فرزند نامشروع که تمام درآمدش را به زنش،ماری، که فاحشه است میپردازد؛ وُیتسِک کسی است که همیشه خود را در معرض عذاب طبیعت (خداوندگار) می بیند و با حرفهای فلسفی و مبهم خویش شخصیتی پریشان و بیدفاع را نمایش میدهد، دیگران همیشه از وُیتسِک سوءاستفاده میکنند.
۰۲ ماری : همسر وُیتسِک زنی زیبا و مادر یک کودک نامشروع است، ماری مشخص نیست چرا با وُیتسِک زندگی میکند در حالی که عاشق طبالی از دسته موسیقی ارتش است. او خودش را همچنان جوان؛ زیبا و فقیر میداند و هر بار بعد از همخوابی با دیگران و خیانت به وُیتسِک، مستحق عذاب و تنبیه مییابد، ماری همواره سایه سنگین احساس گناه و عذاب را بر خویش احساس میکند.
۰۳ کاپیتان : فرماندهی کاتولیک قرارگاه که همیشه از تقوا و پرهیزکاری سخن میگوید و همیشه سعی میکند عقاید و ترساش را از قیامت به دیگران منتقل کند، او هیچوقت قادر نیست که سخنان دیگران را درک کند و بعد از هر همکلامی با دیگران میگوید : ” مردم باعث سرگیجهام میشن”. او مرعوب همیشگی کلیساست و از مرگ به شدت میترسد.
۰۴ پروفسور : پزشک دیوانهیی که سعی میکند تمام مسائل را با علم پزشکی (عقلانیت) تحلیل و بررسی کند، او از نقاط ضعف همه استفاده میکند و همیشه فکر میکنند که دیگران دچار بیماری یا توهم کشف نشده ،ولی قابل درمان، هستند. او تنها به پزشکی(عقلانیت و منطق) فکر میکند و به هیچ عقیده و دیدگاهی احترام نمیگذارد.
زیرنویس این فیلم توسط سیاوش۱۳۵۷ با نثری زیبا و بصورت شایسته به فارسی برگردانده شده است؛ اطلاعات بیشتر در مورد این فیلم را از اینجا پیدا کنید.
Popularity: 2% [?]
ارسال شده در معرفي فيلم ~ ۲ پاسخ
{ دوشنبه،۲/اردیبهشت/۱۳۸۷ }
چندی پیش مطلبی در مورد جشنوارۀ زیرنویس نوشته بودم که هم در اینجا و هم در انجمن مورد توجه واقع شد . لازم شد که قوانینی براش تهیه کنیم که کردیم . قوانین به شرح زیرند :
۱- زیرنویس ها حتماً بایستی در قالب srt تهیه و برای ما ارسال بشه . قالب sub/idx به هیچ وجه مورد قبول نیست . علت اینه که خدای نکرده کسی اثر دیگری رو به نام خودش جا نزنه . اگر در میانۀ کار کسی ادعایی در مورد زیرنویسی داشت ( و تونست اثبات کنه ) اون زیرنویس از دور مسابقات حذف میشه .
۲- فیلمهای انتخابی باید نمرۀ بالای ۷ و Rate حداکثر R داشته باشند . اینکار به این دلیله که فیلمهای بنجل و بدرد نخور زیرنویس نشه و از اون گذشته تمامی دوستان بتونند اونا رو نگاه کنند . ( بدون محدودیت سنی )
۳- اگر از دوستان مترجم کسی مایله که آثار پیشین خودش رو ارسال بکنه می تونه اینکارو با شرطی انجام بده که نمرۀ فیلم از ۷٫۵ بیشتر باشه .
۴- زیرنویس ها نباید تا زمان شروع در اینترنت منتشر بشوند . اینکار سبب میشه که زیرنویس منتشر شده توسط مولف یا هر کس دیگه ای از دور خارج بشه .
۵- دوستان می تونند بیش از یک زیرنویس رو ارسال بکنند و هر کدام از زیرنویس ها به طور جداگانه وارد رقابت خواهد شد .
۶- زیرنویس ها حتماً می بایستی از روی نسخۀ Dvdrip تهیه بشوند . سایر نسخه ها مانند نسخۀ پرده ای و … سبب امتیاز منفی خواهد شد .
۷- دوستانی که مایل به ترجمۀ سریال و شرکت آن در مسابقه هستند بایستی حداقل یک فصل کامل رو ترجمه بکنند که در این صورت امتیاز مثبتی خواهند گرفت .
۸- فیلمهای زیرنویس شده تا حد امکان بایستی زیرنویس نشده باشد . اینکار سبب میشود که امتیاز زیرنویس بالا برود .
نحوۀ انتخاب و امتیاز دهی:
انتخاب به عهدۀ کاربران تارنما هست . چند روز پیش از شروع فهرست فیلمها رو اعلام می کنیم تا اونائی که میخوان نظر بدن فیلمها رو تهیه کنند . هر کسی می تونه برای هر فیلم فقط و فقط یکبار نظر بده . در پایان بر اساس معیارهای زیر :
۱- وفادار بودن به متن اصلی
۲- روانی متن
۳- نمرۀ فیلم و Rate آن ( هرچه نمره بالاتر و Rate پائین تر باشد امتیاز مثبت محسوب می شود . )
۴- دیالوگهای فیلم : سختی و آسانی
۵- خطوط ترجمه شده
۶- استفاده از کلمات رکیک و خارج از ادب
نفر اول ( در صورت استقبال وسیع تا ۳ نفر برنده خواهیم داشت ) برنده خواهد شد .
جایزه :
اکانت راپید شیر .
سایر اطلاعات تکمیلی در آینده اعلام خواهد شد .
Popularity: 1% [?]
ارسال شده در اخبار ~ ۲ پاسخ