حرف های جان فورد درباره «وسترن»
{ سه شنبه،۲/بهمن/۱۳۸۶ }
فیلم وقتی در اوج است که که بیشتر به کنش بپردازد و کمتر به دیالوگ . وقتی فیلمی داستانش را با مجموعه ای از تصاویر ساده ، زیبا و پویا ، و تا حد امکان با گفتگوهای کم تر بیان می کند ، رسانه سینما به بهترین شکل ممکن مورد استفاده قرار گرفته است . و به نظر من هیچ موضوعی روی زمین به اندازه وسترن مناسب این نوع داستان گویی نیست .
کسانی که اصطلاح چرند “اپرای اسب ها” را اختراع کرده اند ، یک مشت آدم افاده ای اند. البته من از تمامی منتقدها متنفر نیستم . منتقد خوب هم زیاد است و من هم نوشته هایشان را می خوانم و حتی به برخی از پیشنهادهایشان هم عمل کرده ام . ولی بیشتر نقدها مخرب اند ، پر از اشتباه و کلی بافی . خدای من ، فکر نکنم این منتقدهای درجه یک روزنامه ها حتی به دیدن بیشتر وسترن ها بروند ؛ دستیار درجه دومشان را می فرستند .
مثل اینکه قرار است در نقدهایشان هرزه گو و بامزه هم باشند .خب ، خیلی شرم آور است ، چون باعث شده که دوست داشتن وسترن ، یک جور گناه محسوب شود . خب ، فیلم های عشقی و جنگی بد و دروغگو هم ساخته شده ، ولی این دلیلی نمی شود که به تمام فیلم های عشقی و جنگی حمله کنند.
هر فیلمی را باید بر اساس ارزش های خودش سنجید . به طور کلی ، سینمای وسترن هم به اندازه تمام ژانر های دیگر ، ارتقای کیفیت داشته است .
منتقد ها مدام می گویند که ما وسترن می سازیم ، چون این یک راه آسان برای پول در آوردن است ، چه حرف مزخرفی . ساختن فیلم وسترن نه ارزان است و نه آسان . فیلم وسترن را باید در لوکیشن فیلمبرداری کرد ، یعنی یک کار سخت و نکبت ، یعنی گرانترین و دشوارترین شکل فیلمسازی . البته این درست است که وسترن ها معمولاً سود آور هستند .
خب مگر چه عیبی دارد ؟
اگر هالیوود بیشتر به خواسته مردم توجه می کرد و کمتر به خواسته منتقدها اهمیت می داد ، وضعش به این خرابی نبود . این یک جور کسب و کار است . اگر بتوانیم به مردم چیزی را بدهیم که می خواهند ، کسب و کار خوبی است و سود هم دارد.تماشاگر خوشحال است و ما هم خوشحالیم . خب مگر چه عیبی دارد ؟
وقتی از فیلمبرداری وسترن در لوکیشن بر می گردم ، احساس غرور می کنم . گمان نکنم کسی با خواندن این چرند و پرندهای امروزی ، چنین احساسی را تجربه کرده باشد .
یادم نمی آید که هیچ وسترنی «کمتر از ۱۸ سال ممنوع»شده باشد .
این روزها به سینما می روی،احساس گناه می کنی،انگار به تماشای استریپ تیز رفته باشی . مثل یک دور باطل می ماند . فردا یکی فیلمی راجع به یک پسربچه و سگش می سازد و فیلم فروش می کند ، آن وقت همه شروع می کنند و فیلم پسربچه و سگ می سازند .
البته من مخالف روحیات و اخلاق جنسی رو پرده سینما نیستم ، به شرط اینکه درست انجام بشود . خیلی از وسترن ها ، روحیات و اخلاق جنسی تندی دارند . و به نظرم جنسی ترین فیلم تاریخ سینما را من ساختم : مرد آرام . تمام فیلم در مورد مردی است که می خواهد زنی را تصاحب کند ، ولی عیبی نداشت ، ازدواج میکنند و اساساً موقعیت اخلاقی شکل می گیرد . و با صداقت ، خوش ذوقی و طنز پیش می رود .
Popularity: 2% [?]
ارسال شده در معرفي فيلم ~ ۱ پاسخ






