<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>زيرنويس پارسي &#187; دره من چه سبز بود</title>
	<atom:link href="http://www.farsisubtitle.com/weblog/tag/%d8%af%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%86-%da%86%d9%87-%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d8%a8%d9%88%d8%af/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.farsisubtitle.com/weblog</link>
	<description>پايگاه رسمي خبررساني سايت زيرنوس پارسي</description>
	<lastBuildDate>Thu, 10 Dec 2009 22:16:55 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>حرف های جان فورد درباره «وسترن»</title>
		<link>http://www.farsisubtitle.com/weblog/1386/11/movies/review-with-john-for-about-western/</link>
		<comments>http://www.farsisubtitle.com/weblog/1386/11/movies/review-with-john-for-about-western/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 22 Jan 2008 07:39:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مرتضی بهمنی</dc:creator>
				<category><![CDATA[معرفي فيلم]]></category>
		<category><![CDATA[جان فورد]]></category>
		<category><![CDATA[دره من چه سبز بود]]></category>
		<category><![CDATA[محبوم كلمنتاين]]></category>
		<category><![CDATA[وسترن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.farsisubtitle.com/weblog/1386/11/movies/review-with-john-for-about-western/</guid>
		<description><![CDATA[فیلم وقتی در اوج است که که بیشتر به کنش بپردازد و کمتر به دیالوگ . وقتی فیلمی داستانش را با مجموعه ای از تصاویر ساده ، زیبا و پویا ، و تا حد امکان با گفتگوهای کم تر بیان می کند ، رسانه سینما به بهترین شکل ممکن مورد استفاده قرار گرفته است . [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" align="justify">فیلم وقتی در اوج است که  که بیشتر به کنش بپردازد و کمتر به دیالوگ . وقتی فیلمی داستانش را با مجموعه ای از تصاویر ساده ، زیبا و پویا ، و تا حد امکان با گفتگوهای کم تر بیان می کند ، رسانه سینما به بهترین شکل ممکن مورد استفاده قرار گرفته است . و به نظر من هیچ موضوعی روی زمین به اندازه وسترن مناسب این نوع داستان گویی نیست .</p>
<p dir="rtl" align="justify">کسانی که اصطلاح چرند &#8220;اپرای اسب ها&#8221; را اختراع کرده اند ، یک مشت آدم افاده ای اند. البته من از تمامی منتقدها متنفر نیستم . منتقد خوب هم زیاد است و من هم نوشته هایشان را می خوانم و حتی به برخی از پیشنهادهایشان هم عمل کرده ام . ولی بیشتر نقدها مخرب اند ، پر از اشتباه و کلی بافی . خدای من ، فکر نکنم این منتقدهای درجه یک روزنامه ها حتی به دیدن بیشتر وسترن ها بروند ؛ دستیار درجه دومشان را می فرستند .</p>
<p dir="rtl" align="justify">مثل اینکه قرار است در نقدهایشان هرزه گو و بامزه هم باشند .خب ، خیلی شرم آور است ، چون باعث شده که دوست داشتن وسترن ، یک جور گناه محسوب شود . خب ، فیلم های عشقی و جنگی بد و دروغگو هم ساخته شده ، ولی این دلیلی نمی شود که به تمام فیلم های عشقی و جنگی حمله کنند.</p>
<p dir="rtl" align="justify">هر فیلمی را باید بر اساس ارزش های خودش سنجید . به طور کلی ، سینمای وسترن هم به اندازه تمام ژانر های دیگر ، ارتقای کیفیت داشته است .</p>
<p dir="rtl" align="justify">منتقد ها مدام می گویند که ما وسترن می سازیم ، چون این یک راه آسان برای پول در آوردن است ، چه حرف مزخرفی . ساختن فیلم وسترن نه ارزان است و نه آسان . فیلم وسترن را باید در لوکیشن فیلمبرداری کرد ، یعنی یک کار سخت و نکبت ، یعنی گرانترین و دشوارترین شکل فیلمسازی . البته این درست است که وسترن ها معمولاً سود آور هستند .</p>
<p dir="rtl" align="justify">خب مگر چه عیبی دارد ؟</p>
<p dir="rtl" align="justify">اگر هالیوود بیشتر به خواسته مردم توجه می کرد و کمتر به خواسته منتقدها اهمیت می داد ، وضعش به این خرابی نبود . این یک جور کسب و کار است . اگر بتوانیم به مردم چیزی را بدهیم که می خواهند ، کسب و کار خوبی است و سود هم دارد.تماشاگر خوشحال است و ما هم خوشحالیم . خب مگر چه عیبی دارد ؟</p>
<p dir="rtl" align="justify">وقتی از فیلمبرداری وسترن در لوکیشن بر می گردم ، احساس غرور می کنم . گمان نکنم کسی با خواندن این چرند و پرندهای امروزی ، چنین احساسی را تجربه کرده باشد .</p>
<p dir="rtl" align="justify">یادم نمی آید که هیچ وسترنی «کمتر از ۱۸ سال ممنوع»شده باشد .</p>
<p dir="rtl" align="justify">این روزها به سینما می روی،احساس گناه می کنی،انگار به تماشای استریپ تیز رفته باشی . مثل یک دور باطل می ماند . فردا یکی فیلمی راجع به یک پسربچه و سگش می سازد و فیلم فروش می کند ، آن وقت همه شروع می کنند و فیلم پسربچه و سگ می سازند .</p>
<p dir="rtl" align="justify">البته من مخالف روحیات و اخلاق جنسی رو پرده سینما نیستم ، به شرط اینکه درست انجام بشود . خیلی از وسترن ها ، روحیات و اخلاق جنسی تندی دارند . و به نظرم جنسی ترین فیلم تاریخ سینما را من ساختم  : <strong>مرد آرام</strong> . تمام فیلم در مورد مردی است که می خواهد زنی را تصاحب کند ، ولی عیبی نداشت ، ازدواج میکنند و اساساً موقعیت اخلاقی شکل می گیرد . و با صداقت ، خوش ذوقی و طنز پیش می رود .</p>
<p><span id="more-9"></span></p>
<p dir="rtl" align="justify">و این ها عناصر یک وسترن خوب است . توی ژانر وسترن ، می شود فیلمی پر قدرت ساخت که از نظر منطقی فیلم بزرگسالان باشد ، ولی باز هم می شود دست بچه ها را گرفت و با خیال راحت به سینما برد، که شیوه درستش همین است . هر چه باشد ، فیلم مسخره ای نمی سازیم .</p>
<p dir="rtl" align="justify">می دانم که واژه «نمایش اخلاقی»را برای سینمای وسترن به کار برده اند ، ولی من تا این حد پیش نمی روم ، دلم هم نمی خواهد که از مد روز پیروی کنم ، ولی واقعاً حس می کنم که این سینما پایه و اساسی اخلاقی دارد ، این را تحسین می کنم و فکر می کنم باید همینطور باشد .</p>
<p dir="rtl" align="justify">البته از شخصیت های غیر اخلاقی استفاده می کنیم . توی <strong>دلیجان</strong> ، کلر تره ور نقش زنی سست عفاف را بازی می کند و توماس میچل نقش دکتری دائم الخمر را . انکار نمی کنیم که چنین آدمهایی هم وجود دارند ؛ ولی راه نمی افتیم تحسین شان کنیم و تمام داستانهایمان را بر اساس چنین شخصیت های بنا کنیم . تصادفاً این شخصیت های دم دستی وسترن شده اند و به قول شما &#8220;کلیشه&#8221; شده اند ، ولی از اول که کلیشه نبوده اند ، و من مدام تلاش می کنم کاری تازه و متفاوت ارائه کنم ، درست مثل خیلی از همکارانم تو این حرفه .</p>
<p dir="rtl" align="justify">کلیشه های ژانر وسترن بیشتر از سایر ژانرها نیست ، و این به دیدگاه اخلاقی ما هم بر می گردد . گمان نمی کنم منیا هیچ کس دیگری &#8211; همیشه به تن قهرمان لباس سفید کرده باشم و به تن ضد قهرمانم لباس سیاه . خوبی همیشه بر بدی پیروز نمی شود . نه توی زندگی و نه در تمام وسترن ها . البته توی وسترن ها معمولاً این طور است . ولی فکر می کنم باید هم همین طور باشد .  من هم چون دیگران در وسترن هایم چیزهای غم انگیز و تراژدیک و ناعادلانه به تصویر کشیده ام .</p>
<p dir="rtl" align="justify">&#8230; مردان غرب ، مثل ویل راجرز بودند . آدم های زمخت و پر عیب و نقص ، ولی خیلی هایشان  هم آدم با وقاری بودند ، و بیشترشان اخلاقی و مذهبی فکر می کردند ، مثل بیشتر آدم هایی که نانشان را زمین در می آورند . زبان خاص خودشان را داشتند،ولی همه اش هم حرف های رکیک نبوده . طبع طنزی گرم ، زمخت و طبیعی داشتند . مردان قوی همیشه این توانایی را داشتند که به مشکلاتشان بخندند . همان کاری که سربازها در روزهای جنگ می کنند . گاوچرانهای قدیم هم در غرب قدیم می کردند و امروز ، در سرزمین های پشت ساحل مانند مونتانا و وایومینگ،گاوچرانها کار می کنند ، و حتی با خودشان اسلحه دارند . وینچستر ۳۰ ، حالا گیریم برای کشتن گرگ های بیابان و نه کشتن یکدیگر . ما تاریخچه این گاوچرانها را مطالعه کرده ایم و چند تا از شخصیت های واقعی وسترن همچون پاردنر جونز ، به عنوان متخصص تکنیکی روی فیلم هایمان کار می کنند . به نظرم بعضی از خصوصیات شخصیتی که گفتم ، در قهرمانان فیلمهای وسترن مان خیلی خوب تصویر شده اند . این ها آدمهایی طبیعی اند ، خودشان اند . آدم های تک روی زمخت . مرد خانه نیستند و مجبور هم نیستند که سازش کنند .</p>
<p dir="rtl" align="justify">به نظرم یکی از بزرگترین جاذبه های سینمای وسترن این است که مردم دوست دارند با این گاوچران ها همذات پنداری کنند . ما همه عقده فرار داریم . همه می خواهیم دردسرهای دنیای متمدن مان را فراموش کنیم . به آنهایی که می توانند به طبیعی ترین شکل ، در دل طبیعت ، شجاعانه و ساده زندگی کنند ، غبطه می خوریم . اسم آان شخصیت چه بود ؟ <strong>میتی</strong> ، بله خودش است .  ما همه <strong>والتر</strong><strong> میتی</strong> هستیم . ]قهرمانهای داستان <strong>زندگی</strong><strong> دوگانه والتر میتی</strong>[ . همه خودمان را در حال قهرمان بازی تصور می کنیم و چه بهتر از قهرمان های وسترن .</p>
<p dir="rtl" align="justify">شاید قهرمانهای وسترن «غیر واقعی» باشند ، ولی خیلی از قهرمانهای تاریخی مان هم همینطورند و ما هم نمی خواهیم تصور عامه را بر هم بزنیم . اگر مردان خوش قبافه و زنان زیبا را برای ایفای نقش های نیمه واقعی انتخاب می کنیم ، برای نقش آدمهایی که قیافه ای معمولی داشتند ، کاری وحشتناک تر از بقیه کارهای سینمایی نمی کنیم . من شخصاً آدم خیلی بد قیافه ای هستم . مردم برای دیدن من توی فیلم پول نمی دهند .</p>
<p dir="rtl" align="justify">شاید فیلم های وسترن در بزرگ جلوه دادن و نمایشی کردن قهرمان ها و ضد قهرمانهای آن دوره افراط کرده باشند ، همین طور هم  در هفت تیر کشی ها . بدون قهرمانی که از بالای بیست طبقه روی اسبش می پرد ، از ششلولش یک دفعه بیست تیر شلیک می کند و به آدم رذل مشخره و ریشویی اردنگی می زند هم می توانیم این کار را کنیم . ولی این ها هم کلی گویی ست و در مورد تمام وسترن ها صدق نمی کند .</p>
<p dir="rtl" align="justify">ما را متهم می کنند که زیادی از خشونت استفاده می کنیم و اغلب با استفاده از خشونت به پایان خوش می رسیم و این اتهام غلطی نیست ، ولی هر چه باشد دوره خشنی هم بوده .  من سعی کرده ام که افراط نکنم و بنابراین بازیگرانی آورده ام که بازیگران وسترن خوبی شده اند . این واژه «ششلول بند» ما را خوار و خفیف کرده و ما هم تلاش کرده ایم تیراندازی ها را به حداقل می رسانیم . ولی آدم های آن دوره اسلحه داشتند و به هم شلیک می کردند . هیچ قانونی هم دوام نداشت .</p>
<p dir="rtl" align="justify">قهرمان جلوه دادن شخصیت های شروری همچون بیلی دکید اشتباه است . کسانی که بی رحم تر و شرور تر از آنی بودند که بشود تصورش را کرد . ولی این هم حقیقت دارد که بخش عمده ای از حرکت به سوی نظم و قانون هم توسط تبهکاران اصلاح شده اتفاق افتاد ، کسانی که بدلیل اعتبارشان کلانتر شده اند ، مردانی مثل وایات ارپ واقعاً شجاع بودند و احتیاج نبود که از اسلحه شان استفاده کنند و نیروهای مخالف را با اعتبار و شخصیت شان مغلوب می کردند ، زمین شان می زدند و خوش شانس هم بودند . A 45 کم دقت ترین اسلحه ای است که تا حالا ساخته شده است. پاردنر جونز بهم گفت که اگر بیل هیکاک وحشی را هم با یک ششلول توی یک انباری بگذاری ، نمی تواند دیوار مقابلش را بزند .</p>
<p dir="rtl" align="justify">ولی خیلی وقت ها هم این اشتباه بود که قهرمان وسترن را یک سر گالاهادز نشان بدهیم که چیزی بی معنی از کار در می آید . به هر حال آن دوره با چیزی که امروز می شناسیم ، فرق داشته . تنازع بقا همه چیز را از حالت معمولی خارج می کند و مردمانی که آدم هایی ورای معمول اند ، آدم هایی واقعاً بزرگ .</p>
<p dir="rtl" align="justify">&#8230; به طور کلی گمان نمی کنم که هیچ کدام از جنبه های تاریخ ما به خوبی و یا کاملی غرب قدیم روی پرده به نمایش در آمده باشد .</p>
<p dir="rtl" align="justify">&#8230;. در مورد حقیقت و  دقت تاریخی در تمام فیلم ها ، باید کمی سازش کرد . مردم بعضی چیزها که برایشان  عجیب باشد را نمی پذیرند ، حتی اگر واقعیت داشته باشند . برای مثال نمی توانید ژنرالی را نشان بدهید که هنگام رفتن به میدان جنگ سوار قاطر شود و شلوار کبریت مخملی تنش باشد و برای فرار از افتاب کلاه آفتاب گیر و چتر داشته باشد ، ولی ژنرال کروک واقعاً همین کار را می کرده .</p>
<p dir="rtl" align="justify">بیشتر اهالی غرب قدیم واقعاً لباس هایی ساده و زمخت داشتند و اغلب هم خیلی کثیف بودند . می دانید ،آدم توی چراگاه کثیف می شود و بعضی وقت ها لباسشویی و حمام در دسترس نبوده . چند وقت پیش به اینجا رسیدیم که اجازه دادند شخصیت هایمان را از آن لباس اتو کشیده فیلم های گاوچرانی بیرون بیاوریم و گذاشتند مثلاً جان وین را بدون کت نشان بدهیم و مثل سواره نظام بند شلوارش پیدا باشد .</p>
<p dir="rtl" align="justify">در واقع ، چیزی که در سینمای وسترن دقیق تر از عناصر دیگر کشیده شده ، زمین است . به نظرم می شود گفت که ستاره واقعی تمام فیلم های وسترن من زمین بوده . همیشه به فیلم برداری آثارم افتخار کرده ام و به طور کلی فیلمبرداری فیلم های وسترن اغلب شاخص بوده ولی بندرت مورد توجه قرار گرفته . انگار جلوه بصری فیلم اهمیتی ندارد که خیلی فکر مزخرفی است .</p>
<p dir="rtl" align="justify">وقتی <strong>دختری با روبان زرد</strong> را می ساختم ، سعی کردم دوربین تصویری را ثبت کند که شبیه به طرح ها و نقاشی های <strong>رمینگتون</strong> باشد . به نظرم خیلی قشنگ بود و از این نظر خیلی موفق بود . وقتی <strong>جویندگان</strong> را می ساختم از یکی از مایه های بصری  <strong>چارلز راسل </strong>استفاده کردم . البته این دو نفر ، از بزرگترین نقاشان غرب هستند .</p>
<p dir="rtl" align="justify">چزیزی زیباتر از نمای دور مردی سوار بر اسب ، یا اسبی که در دشتی باز می تازد، سراغ دارید ؟ دوست داشتن این زیبایی اشکالی دارد ؟</p>
<p align="justify">  حالا چه یک تجربه شخصی باشد ، چه از طریق رسانه سینما بدست آید . این روزها دیگر تعداد کسانی که به مزرعه بروند و حیوانات و طبیعت را لمس کنند زیاد نیست ، پس ما طبیعت را پیش شان می بریم . آنها هم به کمک ما به دل طبیعت می زنند . لوکیشن مورد علاقه ام <strong>مانیومنت</strong><strong> ولی</strong> است یعنی همان جایی که یوتا و آریزونا ساخته شده اند . آنجا هم رودخانه هست ، هم کوه ، دشت و صحرا ، هر چیزی که زمین می تواند به انسان دهد . آنجا احساس آرامش می کنم . همه جای دنیا رفته ام، ولی به نظرم کاملترین و زیباترین و آرامش بخش ترین خاک خداست .</p>
<p align="justify"><font color="#808080">• اخذ شده از کتاب فیلمنامه &#8220;محبوم کلمنتاین&#8221; و منتشر شده توسط انتشاراتی &#8220;نشر نی&#8221; سری کتاب های &#8220;۱۰۰ سال سینما &#8230; ۱۰۰ فیلمنامه&#8221; و ترجمه &#8220;حمید منتظری&#8221;</font></p>
<img src="http://www.farsisubtitle.com/weblog/?ak_action=api_record_view&id=9&type=feed" alt="" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.farsisubtitle.com/weblog/1386/11/movies/review-with-john-for-about-western/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
